تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
سليمان گفت : سپس وارد بر على بن عبيد اللّه شدم و او از آنچه امّ سلمه انجام داده بود به من خبر داد و من هم آن را به ابو الحسن خبر دادم . پس حضرت فرمود : اى سليمان بن على ، عبيد اللّه و همسرش و فرزندش از اهل بهشت‌اند . اى سليمان ، فرزندان على و فاطمه وقتى خدا اين امر - يعنى امامت را - به آنها شناساند مانند ساير مردم نيستند . « 1 » ( 1 )

212 . على بن عثمان بن رزين

شيخ طوسى او را از اصحاب امام رضا عليه السلام شمرده است . ( 2 )

213 . على بن على بن رزين خزاعى

او برادر دعبل است . كتاب بزرگى از امام رضا عليه السلام دارد . اسماعيل ابن على از پدرش روايت كرده است كه گفت : پدرم در سال 272 مرا حديث كرد و گفت كه ابو الحسن الرضا عليه السلام به طوس در سال 198 مرا حديث كرد و گفت كه ما از طريق بصره مىآمديم و داخل بصره شديم ، با بيمارى عبد الرحمن بن مهدى مواجه شديم . چند روزى در آنجا مانديم ، عبد الرحمن درگذشت و ما بر جنازه و نماز بر او حاضر شديم . من و برادرم دعبل بر حضرت رضا عليه السلام وارد شديم و در آنجا تا سال 200 هجرى مانديم و بعد به سوى قم خارج شديم پس از آنكه حضرت رضا به برادرم دعبل خلعت داد پيراهن ابريشمى سبز و يك انگشتر كه نگين آن عقيق بود و درهمهايى از سكه‌هاى رضوى ، و به او گفت : اى دعبل ، از قم برو ، همانا تو از آن بهره‌مند خواهى شد . و به او گفت : اين پيراهن را حفظ كن كه در آن هزار ركعت نماز خوانده‌ام و در آن هزار ختم قرآن كرده‌ام .
هامش
( 1 ) رجال كشى .