( 1 )
131 . ريّان بن صلت اشعرى قمى
مكنّى به ابو على . از امام رضا عليه السلام روايت كرده و مورد اعتماد و راستگوست . براى او كتابى است كه كلام امام رضا عليه السلام را در آن جمعآورى كرده است در بارهء اختلاف بين اهل بيت و امّت . « 1 » و معمّر بن خلّاد روايت كرده است كه ريّان بن صلت وقتى كه فضل بن سهل او را براى يكى از نواحى خراسان تعيين كرده بود براى من گفت : من مىخواستم از تو درخواست كنم از ابو الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام اجازه بگيرى كه سلامى به او بكنم و خداحافظى بكنم با او ، و مىخواستم كه او يكى از جامههايش را با چند درهمى كه نامش بر آن ضرب شده است به من بدهد .
ريّان بن صلت گفت : من به نزد امام رفتم و او به معمّر گفت : آيا ريّان بن صلت مىخواهد به نزد من بيايد و از من مىخواهد كه جامهاى از خودم و مقدارى پول به او بدهم ؟ معمّر گفت : سبحان اللّه ! قسم به خدا از من سؤال نكرد مگر آنچه را كه تو از من سؤال كردى . پس فرمود : اى معمّر ، مؤمن موفق است ، به او بگو بيايد . گفت : به او گفتم داخل شو ، و براى او اجازه گرفتم ، پس داخل شد و سلام كرد و امام او را خواند و يكى از لباسهايش را به او داد . چون خارج شد به او گفتم : چقدر به تو عطا كرد ؟ در اين وقت ديدم سى درهم دارد . « 2 »
( 2 )
132 . زكريا بن آدم
فرزند عبد اللّه بن سعد اشعرى قمى . او مورد اعتماد و داراى ارزشى بالا بود و نزد امام رضا عليه السلام آبرويى داشت . كتابى هم دارد . « 3 » كشى روايت
هامش
( 1 ) رجال نجاشى .
( 2 ) رجال كشى .
( 3 ) رجال نجاشى .