« اما بعد ، پس براى امير المؤمنين صبرى است ، اگر آن كافى نيست پس تهديدى به دنبال خواهد داشت و اگر آن كافى نباشد ، تصميمات او كافى خواهد بود . و السلام . »
ابن خلّكان بر اين نوشته تفسيرى دارد ، مىگويد : اين كلام گرچه مختصر است اما بسيار شگفتانگيز است . « 1 »
( 1 )
وفات او :
ابراهيم در نيمهء شعبان سال 243 هجرى در سرّ من رأى وفات كرد . « 2 »
( 2 )
2 . ابراهيم بن ابى البلاد
و اسم ابى البلاد يحيى بن سليم غطفانى مكنّى به « ابا اسماعيل » است . شيخ طوسى او را در رجالش از اصحاب امام صادق عليه السلام شمرده و گفته است : او ثقه فقيه قارى قرآن بود و عمر طولانى كرد تا على بن موسى الرضا نامهاى براى او نوشت . دو فرزندش ( يحيى و محمّد ) و محمّد بن سهل بن اليسع و ديگران از او روايت كردهاند . « 3 »
نجاشى گفته است : ابراهيم ثقه ، قارى و اديب بود . و پدرش نابينا و راويه براى شعر بود و فرزدق دربارهاش مىگويد : « روح من براى چشمهاى اين مرد متأثر است » .
و ابراهيم از ابى عبد اللّه و ابى الحسن موسى و الرضا عليهم السلام روايت كرده است . امام رضا عليه السلام نامهاى براى او فرستاد و او را ثنا گفت .
ابراهيم كتابى دارد و گروهى از مردم از وى روايت كردهاند .
هامش
( 1 ) وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 29 .
( 2 ) همان مأخذ .
( 3 ) لسان الميزان ، ج 1 ، ص 41 .