دنت باناس عن ثناء زيارة * و شط بليلى عن دنو مزارها
و ان مقيمات بمنعرج اللّوى * لأقرب من ليلى و هاتيك دارها « 1 »
يك ديدن ، آدميان را به يكديگر نزديك مىكند اگر چه دور باشند ، و زيارتگاه ليلى على رغم نزديك بودنش دور شده است .
و خانههايى كه در منعرج اللوى قرار دارند نزديكترند براى من تا زيارتگاه ليلى ، گرچه خانهاش اينجاست .
( 1 ) و نيز اشعار زير مربوط به اوست :
و لرب نازلة يضيق بها الفتى * ذرعا و عند اللّه منها المخرج
ضاقت فلمّا استحكمت حلقاتها * فرجت و كنت اظنّها لا تفرج « 2 »
كسى ممكن است از بدبختى خسته شود و از آن به سوى خدا فرار كند ، آن بدبختى سختتر شود .
وقتى حادثهاى سخت شد دفع مىشود ، در حالى كه من فكر مىكنم آن دفع نشده است .
شعر زير نيز مربوط به اوست :
كنت السّواد المقلتى * فبكى عليك النّاظر
من شاء بعدك فليمت * فعليك كنت احاذر « 3 »
تو سياهى تخم چشم منى ، بنا بر اين چشم براى تو گريه مىكند .
آن كسى كه آرزوى بعد تو را دارد بگذار بميرد ، چون من به تو توجه دارم .
هامش
( 1 ) وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 25 .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 29 .
( 3 ) همان مأخذ .