درخشانترين شعراى زمان خود و بهترين كس در نشان دادن دوستى و محبت نسبت به ائمّهء اهل بيت عليهم السلام بود . بين او و امام رضا عليه السلام رابطهء محكمى بود و او عمق دوستى و خلوصش را نسبت به امام رضا عليه السلام نشان داد . ما بعضى از قسمتهاى زندگى او را متذكر مىشويم .
( 1 )
ديدار او با امام :
ابراهيم همراه با دعبل خزاعى شاعر اهل بيت عليهم السلام با امام رضا عليه السلام ديدار كرد و اين در وقتى بود كه مأمون به ولايتعهدى حضرت بيعت گرفته بود و دعبل قصيدهء جاويد خود را كه از شاهكارهاى شعر عربى است سروده بود كه در شرح حال او بيان خواهيم كرد . سپس ابراهيم قصيدهاى را كه غير از اين شعر چيزى از آن شناخته نشده است خواند :
ازالت عزاء القلب بعد التّجلّد * مصارع اولاد النّبىّ محمّد
خون فرزندان محمّد پيامبر تبديل به تسليت مىشود بعد از صبر و تحمل .
اين بيت رنج و تأسف صولى را نسبت به محنتى كه دشمنان اسلام به اهل بيت پيامبر روا داشتند نشان مىدهد . من فكر مىكنم تمام قصيده به اين خوبى و متانت بوده و مصائب اهل بيت پيامبر را بيان مىداشته است . وقتى از خواندن اشعار فارغ شد امام بيست هزار درهم از درهمهايى كه اسم شريفش بر آنها بود به ابراهيم بخشيد . دعبل جايزهاش را گرفت و به شهر مقدس قم رفت .
اهل قم هر درهم او را به ده درهم خريدند و او سهم خود را به صد هزار درهم فروخت ، و اما ابراهيم بن عباس هميشه مقدارى از آن را داشت تا از دنيا رفت . « 1 »
هامش
( 1 ) امالى مرتضى ، ج 1 ، ص 485 .