كه كار خوب بكنند و نماز به پا دارند و زكات بدهند و فقط براى ما عبادت كنند . » پس هميشه امامت در ذرّيهء او بود و يكى پس از ديگرى آن را به ارث مىبرد قرن به قرن تا اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارث آن شد . پس خداى جلّ جلاله در اين باره فرمود : « يقينا نزديكترين مردم به او ( ابراهيم ) آنهايى هستند كه از او پيروى مىكنند و اين پيامبر و آنهايى كه ايمان آوردهاند ، و خدا ولىّ مؤمنين است . » بنابراين امامت مقام مخصوصى است كه پيامبر آن را به دستور خدا به على عليه السلام سپرد به رسم آنچه خداى متعال واجب كرده بود . از اين رو آن را در برگزيدگان فرزندان على عليه السلام قرار داد ، آنهايى كه خدا به آنان علم و ايمان عطا فرمود . به قول خداى متعال :
وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ
« 1 » . پس اين امامت مخصوص فرزندان على بن ابى طالب است تا روز قيامت ، زيرا پيامبرى بعد از محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيست . « 2 »
48 . قول خداى متعال :
لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ
« 3 » .
( 1 ) امام رضا عليه السلام منافعى كه در حج وجود دارد و مقصود از تشريع آن را بيان كرد و فرمود : علت حج ورود به خانهء خداى عزّ و جل و درخواست بركت بيشتر و جدا شدن از گناهان و توبه از گذشته و انتظار براى آينده است .
حج مربوط به صرف اموال در اين سفر براى نزديكى به خدا و خستگى بدن و خوددارى از شهوت و لذت و تقرّب به خدا با پرستش او و خضوع و تسليم در برابر اوست و استكانت و فروتنى و خوارى آشكار در گرما و سرما و امن و خوف دائم . لذا در نتيجه همهء منافع آن آرزوى پاداش و ترس از عذاب خداى
هامش
( 1 ) روم / 56 .
( 2 ) الميزان ، ج 14 ، ص 308 .
( 3 ) حج / 28 .