نمىداند نبايد از ياد گرفتن خجالت بكشد ؛ نسبت صبر به ايمان به منزلهء نسبت سر است به بدن ؛ كسى كه صبر ندارد ايمان ندارد . »
حكمت در اين امور مجسم شده است كه اگر انسان به آن عمل كند عالى است و نمونهء اعلاى فضيلت و ادب مىشود .
( 1 ) 20 . او عليه السلام از طريق اسناد موثّق خود گفت كه حسين بن على عليه السلام روايت كرده است : لوحى در زير ديوار شهرى از شهرها پيدا شد كه بر آن نوشته شده بود : « من خدا هستم ، خدايى جز من نيست ، و محمد پيامبر من است . تعجب مىكنم از كسى كه يقين به مرگ دارد ، چگونه خوشحال مىشود ؟ و تعجب مىكنم از كسى كه يقين به قدر دارد ، چگونه محزون مىشود ؟ و تعجب مىكنم از كسى كه دنيا را آزموده است ، چگونه به آن اعتماد مىكند ؟ و تعجب مىكنم از كسى كه يقين به حساب دارد ، چگونه گناه مىكند ؟ » اين لوح حاوى مواعظ بزرگى است كه اگر انسان آنها را بدقت مورد توجه قرار دهد ، از هر گناهى دورى مىجويد و كارى مىكند كه او را به خدا نزديك گرداند .
( 2 ) 21 . او عليه السلام به اسناد خود گفت كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « ملكى به نزد من آمد و گفت : اى محمد ، پروردگارت سلام مىرساند و مىگويد : اگر بخواهى ، براى تو كوههاى بطحاى مكه را طلا مىكنم . » گفت كه پيامبر سرش را به سوى آسمان بلند كرد ، پس گفت : « خدايا ، يك روز سيرم ، تو را حمد مىگويم ، و يك روز گرسنهام ، از تو درخواست مىكنم . »
در واقع پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تارك دنيا و از لذايذ آن روىگردان و سرسپردهء خداى متعال بود . اين يكى از آن صفات مخصوص بود كه او را از ساير پيامبران جدا مىكرد .
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٥٧