خاتم النبيين باد .
( 1 ) اما بعد : من در رسالهء پسر عموى علويم اديب و فاضل حبيب و طبيب منطقى نظر كردم و آن را در اصلاح ابدان و تدبير حمام و تعديل طعام در بهترين وجه كامل يافتم ، و آن را برترين نعمتها يافتم . و با تدبير آن را بررسى كردم و نظرم را با تفكر به آن برگرداندم ، پس هر زمانى كه به خواندن آن برگشتم و در آن نظر كردم حكمت آن براى من آشكار شد و فايدهء آن روشن گشت و جاى آن را در قلب خود يافتم ، پس آن را با قلب خود آموختم و با مغز خود آن را فهميدم كه آن گرانبهاترين و بزرگترين ذخيرههاست و مفيدترين چيز است . بنابراين دستور دادم كه آن را به خاطر گرانبها بودنش با طلا بنويسند ، و براى نفع زياد و بركت فراوانش آن را طلايى ناميدم و آن را در خزانهء دار الحكمه به وديعه سپردم پس از آنكه نسخههايى از آن را به خاندان هاشم و جوانان دولت دادم . بدن با تعديل غذا سالم مىماند و امكان زندگى در غلبهء بر امراض است و از طريق زندگى ، انسان به حكمت مىرسد و از طريق حكمت ، انسان به بهشت راه مىيابد . آن سزاوار حفظ و ذخيره است ، آن جاى بررسى و اعتبار است ، حكم قابل اعتماد و مشاورى است كه به او رجوع مىكنند ، و از معادن علمى است كه تسليم امر و نهى اويند . و براى اين است كه آن خارج شده است از خانههاى كسانى كه علم خود را از حكم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گرفتند و از تبليغات پيامبران و دلايل اوصيا و روش علما و شفا براى سينهها و مرضهاى اهل نادانى و كورى كه رضايت خدا بر آنها و بركات او بر اول آنها و بر كوچك و بزرگشان باد .
( 2 ) من آن را به نزديكان خودم و برگزيدگانم از اهل حكمت و طب و صاحبان تأليف و كتب معدود از اهل درايت و مذكور در حكمت نشان دادم و تمام آنها از آن تمجيد كردند و آن را بزرگ داشتند و مصنف آن را انصافا ستودند و به مؤلّف آن اذعان كردند و آنچه را در آن بود تصديق نمودند .
پس هر كس كه بعد از ما اين رساله به دستش رسيد از فرزندان ما و فرزندان دولت ما و رعاياى ما و ساير مردم از هر طبقهاى ، بايد قدر آن را
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 313
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣١٣