امامان كرام را براى او تعيين كنند .
امام عليه السلام فرمود : « و كارهاى بندگان پديد آمده مانند يك پديدهء مقدّر است نه پديدهء ساختار . »
امام عليه السلام به كارهاى بندگان و اعمال آنها اشاره دارد . همانا خداى متعال عالم به آنهاست و او آنها را به عنوان تكوين خلق نمىكند و الّا آنها را به او نسبت مىدادند .
امام عليه السلام فرمود : « به جبر و تفويض معتقد نباش . »
( 1 ) اين كلمات به ما دليلى از معتقدات شيعه را مىدهد كه آنها جبر و تفويض را باطل مىدانند و امر بين الامرين را گرفتهاند . آنها جبر و اختيار را رد مىكنند .
كتابهاى اسلامى آنها پر از دلايلى در اين باره است .
امام عليه السلام فرمود : خداى متعال بىگناه را به جرم گناهكار نمىگيرد و بچّه را به دليل جرم پدر و مادرش عذاب نمىكند ، زيرا او فرموده است :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى *
« 1 » ،
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
« 2 » ، و
اللَّهَ يَغْفِرُ
وَ لا يَظْلِمُ
.
عدل الهى بدرستى اقتضا مىكند كه هر شخصى مسئول گناه خودش مىباشد و كس ديگرى مسئول آن نيست ، زيرا خداى متعال بىگناه را به گناه گنهكار مؤاخذه نمىكند . به هر حال دشمنان خدا به عكس اين عمل كردند .
براى مثال زياد بن أبيه مجرم جنايتكار مىگفت : « من بىگناه را به جرم گنهكار به عقوبت مىرسانم و به تهمت و گمان ، مردم را تنبيه مىكنم . » اين سياست احمقان است و اسلام از آن بيزار است ، اين سياست دشمنان اسلام و مخالفان آن است . و از عدل خداى متعال است كه فرزندان را به گناه پدران عذاب نكند و خداى عزّ و جل فرموده است :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى *
( و اينكه براى
هامش
( 1 ) انعام / 164 .
( 2 ) نجم / 39 .