جواب داد : من آن را حرف به حرف مىدانم .
( 1 ) امام جاثليق و رأس الجالوت را مورد خطاب قرار داد و گفت : آيا قبول داريد كه اين كلمات از گفتههاى اوست ؟ : « اى مردم ، من تصوير الاغ سوارى را ديدم كه لباسهايى از نور بر تن داشت و ديدم شتر سوارى را كه نورش همچون نور ماه بود . »
آنها گفتند : شعيا چنين گفته است .
امام رو به سوى جاثليق كرد و پرسيد : آيا تو مىدانى كه عيسى گفت : « من رهسپار به سوى خداى خود و خداى شما هستم ، و فارقليط مىآيد كه او به حقانيت من گواهى مىدهد همانگونه كه من به حقانيت او گواهى مىدهم ، و او هر چيز را براى شما توضيح مىدهد ، و او يكى از آنهايى است كه همهء معايب ملتها را آشكار مىكند ، و او كسى است كه ستون كفر را در هم مىشكند » ؟
جاثليق حيران شد و گفت : ما همهء آنچه را كه در انجيل است مىپذيريم .
سپس امام از طريق انجيل از او اعتراف گرفت ، گفت : آيا تو آن را در انجيل يافتى ؟
جاثليق جواب داد : بلى .
امام پرسيد : اى جاثليق ، مىتوانى راجع به آن انجيل اول كه گم كرديد بگويى كه چه كسى آن را يافت و چه كسى اين انجيل را براى شما جمعآورى كرد ؟
( 2 ) جاثليق تصادفى گفت : ما انجيل را گم نكرديم مگر فقط براى يك روز ، سپس آن را تر و تازه پيدا كرديم . يوحنّا و متّى آن را براى ما پيدا كردند .
امام در پاسخ گفت : چقدر شناخت شما به سنن انجيل و علماى آن كم است ! اگر چنين باشد كه شما مىگوييد ، پس دربارهء انجيل با يكديگر اختلاف نداشتيد ، بلكه اختلافتان دربارهء اين انجيلى است كه در دست شماست . اگر اين
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٢٥