تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
به عنوان آفريده‌اش . من به تو حقا مىگويم . هيچ كس به آسمان صعود نمىكند مگر آنكه از آنجا نزول كرده باشد مگر شتر سوار خاتم پيامبران ، زيرا او به آسمانها صعود مىكند و سپس فرود مىآيد . در اين باره چه مىگويى ؟ جاثليق پذيرفت آنچه را كه آنها راجع به عيسى گفته بودند و آنچه را كه عيسى راجع به آفرينش خود گفته بود . او گفت : اين سخن عيسى است و ما آن را انكار نمىكنيم . ( 1 ) امام گفت : پس چه مىگويى دربارهء گواهى الوقا و مرقانوس و متّى بر عيسى و آنچه كه به او نسبت دادند ؟ جواب داد : بر عيسى دروغ بستند . امام رو كرد به رهبران و علمايى كه در جلسه‌اش حاضر بودند و به آنها گفت : اى مردم ، آيا او [ يك لحظه قبل ] به درستى آنها گواهى نداد و نگفت كه آنها علماى انجيل هستند و آنچه مىگويند درست است ؟ شكست در صورت جاثليق ظاهر شد و از امام تقاضا كرد در اين باره از او سؤال نكند ، گفت : اى عالم مسلمانان ، من دوست دارم كه مرا از بحث دربارهء آنها معاف كنى . امام او را معاف كرد و سپس به او فرمود : سؤال كن از من آنچه را كه مىخواهى . جاثليق علم امام را تحسين كرد كه امتداد طبيعى آن از جدّش سرور همهء مخلوقات محمّد صلّى اللّه عليه و آله بود ، سپس با تسليم و تحسين به امام گفت : اجازه بده ديگرى غير از من از شما سؤال كند . به خدا من فكر نمىكردم كه در ميان مسلمانان عالمى مانند تو باشد . جاثليق سرش را خم كرد ، و مجلس با گفتن « لا إله الّا اللّه » و « اللّه اكبر » متزلزل شد . مأمون و ديگران فهميدند كه خدا امام را به عنوان يك نعمت به مردم عطا كرده است همچنان كه جدّش را با علم فراوان به آنان داد .