قولى دادهام انجام آن را از او بخواهيد ، و هر كس مىخواهد مرا ملاقات كند فقط از طريق مكاتبات او خواهد بود . « 1 »
( 1 )
9 . حيدر بن ايوب
حيدر بن ايوب مىگويد : ما در محلى كه آن را « قبا » مىگفتند در مدينه بوديم . محمد بن زيد بن على نيز در آنجا بود . او بعد از زمانى كه هميشه مىآمد ، نزد ما آمد . از او پرسيديم : خدا ما را فدايت كند ، علت تأخيرت چه بود ؟
پاسخ داد : ابو ابراهيم امروز ما را احضار كرد . ما هفده مرد بوديم در ميان فرزندان على و فاطمه عليهما السّلام . او ما را گواه گرفت كه پسرش على وصى و قائم مقام وى در طول زندگى و بعد از مرگ اوست و گفتار او را تماما در مورد خودش قبول دارد ، چه به نفع حضرت حكم كند ، چه به ضرر ايشان .
سپس محمد گفت : اى حيدر ، به خدا او امامت را امروز به وى سپرد و شيعيانش بعد از مرگش به او معتقد خواهند شد .
من گفتم : ولى خدا او را حفظ خواهد كرد . اين چه حرفى است ؟
محمد پاسخ داد : اى حيدر ، وقتى او را به عنوان وصى خودش تعيين كرد بدين معنى است كه امامت را به او سپرده است . « 2 »
( 2 )
10 . حسين بن بشير
حسين بن بشير گفته است : ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام براى ما
هامش
( 1 ) همان مأخذ .
( 2 ) همان مأخذ .