و جانشين من است . « 1 »
( 1 )
2 . على بن يقطين
از على بن يقطين روايت شده است كه گفت : من با ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام بودم در حالى كه پسرش على با او بود . گفت : اى على ، اين پسر من مولاى بچههاى من است و من كنيهء خود را به او دادهام .
هشام بن سليم كه در آن جمع بود ، با كف دست به صورت خود زد و گفت : « انّا للّه و انّا اليه راجعون » . او مرگش را به شما خبر داد . « 2 »
( 2 )
3 . نعيم بن قابوس
نعيم بن قابوس گزارش كرده است كه : ابو الحسن عليه السّلام گفت : پسرم على بزرگترين فرزندان من است . او مواظبترين كس نسبت به كلام من و مطيعترين آنها نسبت به دستورهاى من است . او جفر و جامعه را امتحان داده است كه جز پيامبر و وصىّ امين او كسى نمىتواند آن را امتحان دهد . « 3 »
( 3 )
4 . داوود بن كثير
از داوود بن كثير رقى روايت شده است كه گفت : من به موسى كاظم عليه السّلام عرض كردم : فدايت شوم ، من پير شدهام . لذا دست مرا بگير و از
هامش
( 1 ) كشف الغمّه ، ج 3 ، ص 88 .
( 2 ) همان مأخذ .
( 3 ) همان مأخذ .