تمايلات شرارت را از جان آنها ريشهكن كند . آن حضرت مغز آنها را كه پر از جهل و نقص بود شست و جلو آنها جهان خداى متعال را مطرح كرد كه مىفرمايد : « شرارت را به بهترين وجه از آن دفع كن . وقتى كه بين تو و ديگرى دشمنى وجود دارد با او چنان رفتار كن كه گويى دوست صميمى تو است » « 1 » .
( 1 ) 2 . دليل ديگر بر شكيبايى امام كاظم عليه السّلام اين است كه او از مقابل جمعى از دشمنانش عبور كرد كه در ميان آنها ابن هياج حضور داشت . او به يكى از پيروانش گفت كه به افسار استر امام بچسبد ، و آن شخص اين كار را كرد . امام مقصودش را فهميد ، بنابراين پياده شد و استرش را به او داد . « 2 »
بدين طريق امام به مردم درس بخشندگى و اغماض آموخت . آن حضرت به فرزندش توصيه كرد كه به اين صفت شريف متّصف شود و فرمود : فرزندم ، من به تو سفارش مىكنم كه از اين حكم پيروى كنى كه هر كه آن را به خاطر بسپرد ، سود برد . وقتى كسى نزد تو آمد و حرف تنفرآورى را در گوش راستت گفت ، آنگاه به سوى گوش چپت حركت كرد و عذرخواهى كرد و گفت : « من چيزى نگفتهام » ، پس عذر او را بپذير . « 3 »
با اين فرمان ما مىتوانيم بوضوح بفهميم كه امام كاظم عليه السّلام گذشت و اغماض زياد داشتند ، و اين مهمترين عامل ايجاد يگانگى و وحدت در بين مردم است .
( 2 )
5 . بخشندگى
امام موسى كاظم عليه السّلام بخشندهتر از همهء مردم بود و به مستمندان و
هامش
( 1 ) فصّلت / 34 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 11 ، ص 277 .
( 3 ) الفصول المهمه ، ص 22 .