تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
امام عليه السّلام فرمود : من چنين مىدانم كه اين روشنايى نه در آينه است و نه در تو بلكه چيزى است جدا كه شما را به يكديگر مربوط ساخته است و براى اين مطلب جز اين مثالهاى بسيار ديگرى است كه نادان را جاى سخن باقى نمىماند ،
وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى
( و براى خدا مثالهاى برتر است ) . امام عليه السّلام با تشكيكات عمران صابى اين‌گونه مقابله مىكند ، و بدين سان شكّ و تحيّر او را از ميان مىبرد ، و پرده ابهام را از چهره مسائل پيچيده‌اى كه بر او مشتبه شده بر طرف مىسازد ، تا آن جا كه آنچه براى او صورت خواب و خيال داشته است در جلو چشمانش محقّق و جلوه‌گر مىشود ، در ميدان احتجاج امام عليه السّلام زمانى به اقامه حجّت و دليل مىپردازد ، كه پيش از اين پايه سخن را با مثالهاى ساده و قابل فهم ، و آنچه در صحنه زندگى ملموس و محسوس است استوار كرده باشد ، تا پس از بر طرف شدن پيچيدگى مطلب و درآمدن آن به صورت پديده‌اى ساده و روشن ، مجال شكّ و ترديد براى خصم باقى نماند ، و در همه اين احوال روش آن حضرت معجزآسا و دل‌انگيز است .

مناظره امام عليه السّلام با مروزى

مأمون از امام عليه السّلام درخواست كرد ، در مجلس ديگرى كه تشكيل داده بود حضور يابد ، و با سليمان مروزى متكلّم خراسان مناظره فرمايد ، گفتگوى امام عليه السّلام در اين مجلس در پيرامون مسائل معروف چندى بود كه همواره مورد بحث متكلّمان است و سخن از مسأله « بداء » آغاز شد ، امام عليه السّلام معناى درست آن را بيان و فرمود : علم خداوند عزّ و جلّ دو گونه است ، علمى كه مخزون و پوشيده است و آن را جز خودش نمىداند ، و « بداء » مربوط به همين گونه از علم خداست ، و ديگرى علمى است كه خداوند به فرشتگان و پيامبران خود تعليم مىدهد . براى رفع هرگونه شبهه و ابهام درباره اين مسأله توضيح داده مىشود كه « بداء » عبارت از اين است كه : خداوند بنا به اقتضاى مصلحت ، تعلّق اراده خود را به امرى اعلام مىكند ، ولى در واقع اراده او به امر ديگرى تعلّق دارد كه ضدّ آن است ، و پس از گذشت مصلحت ، و رفع موانع بروز ، اراده واقعى خود را ظاهر مىسازد ، و به نظر خلايق چنان مىآيد كه خداوند چيز ديگرى خواسته ، و از اراده اوّلى خود ، عدول فرموده است ، اين