از نظر خلق « بداء » ست در حالى كه هيچگونه بدا و عدولى در اراده واقعى خداوند روى نداده است .
موضوع « بداء » همين حقيقت ساده و منطقى است كه به اين نحو مورد اعتقاد شيعه اماميّه مىباشد ، و عدم درك حقيقت اين نظريه و توجيه آن به صورت نادرستى كه مستلزم نسبت جهل به حقتعالى است كار كسانى است كه پيروى مذاهب ديگر اسلامى را دارند و با شيعه اماميّه دشمنى مىورزند ، و بيرحمانه به آنان تهمت و افترا مىبندند .
استدلال امام عليه السّلام بر بداء
امام عليه السّلام بر موضوع بدا به صورتى كه مورد تأييد اهل بيت عليه السّلام است نخست به قرآن استدلال مىكند كه خداوند متعال در آن فرموده است
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ
« 1 » و اين دلالت دارد بر اين كه خداوند اراده فرمود آنان را از ميان بردارد و هلاك سازد ، سپس از نظر خلق براى خداوند متعال بدا حاصل شده و فرموده است :
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ
« 2 » و از محتواى اين دو آيه چنين برمىآيد كه خداوند از فرمان نخست خود ، عدول فرموده است . سپس امام عليه السّلام به آنچه پدران بزرگوارش از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت كردهاند ، استناد مىفرمايد ، كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرموده است : خداوند به يكى از پيامبران خويش وحى فرمود كه فلان پادشاه را آگاه كند ، كه در فلان روز او را مىميرانم ، آن پيامبر نزد پادشاه آمد ، و او را آگاه كرد ، پادشاه در حالى كه بر بالاى تخت سلطنت قرار داشت خدا را خواند ، و تا آن حدّ به دعا و التماس پرداخت كه از تخت به زير افتاد ، و مىگفت اى پروردگار مرا مهلت ده تا كودكم بزرگ شود ، و كارهايم را سامان دهد ، خداوند بر اين پيامبر وحى فرمود كه آن پادشاه را ديدار كن و او را آگاه گردان كه من مرگ او را به تأخير انداختم .
بديهى است « بدا » به معنايى كه ذكر شد ، هيچگونه منع و اشكالى ندارد ، و به كسانى كه بدان قائل هستند به هيچ روى سرزنشى نيست .
هامش
( 1 ) - الذّاريات / 54 يعنى : از آنها روى گردان ، تو مورد سرزنش نيستى .
( 2 ) - الذّاريات / 55 يعنى : يادآورى كن ، زيرا يادآورى مؤمنان را سود مىدهد .