نشمرده ، و احتمال مىداده كه ممكن است شيعيان ، با مشاهده امام عليه السّلام در ميان خود ، به شور و هيجان آيند ، و مانع حركت او شوند ، و بخواهند آن حضرت را در ميان خود نگه دارند ، كه در اين صورت مشكلات حكومت چند برابر مىگردد و موجبات ضعف و سقوط آن فراهم مىشود .
امام عليه السّلام در نيشابور
هنگامى كه امام عليه السّلام وارد نيشابور شد ، در محلّهاى كه كوى قزوينى نام داشت ، نزول اجلال فرمود ، در اين كوى حمّامى بود ، كه هم اكنون به حمّام رضا معروف است ، و در آن جا چشمهاى قرار داشت ، كه كم آب بود ، و مقرّر فرمود كه از آن آب بردارند تا زياد شود ، لذا در بيرون آن حوض ، يا آبگيرى ساختند ، كه با نردبان در آن فرود مىآمدند ، و امام عليه السّلام وارد اين حوض شد ، و در آن غسل فرمود و سپس بر بالاى آن نماز گزارد .
حديث سلسلة الذّهب
در تاريخ نيشابور و نيز در كتاب فصول المهمّه نوشته ابن صبّاغ مالكى آمده كه هنگامى كه امام عليه السّلام در مسير حركت خود به سوى مرو وارد نيشابور شد ، در هودجى قرار داشت كه پوشيده از گلهاى ياسمن بود ، و آن را استرى سياه و سپيد حركت مىداد ، امام عليه السّلام از وسط شهر نيشابور عبور فرمود ، در اين هنگام دو تن از ائمّه و حافظان احاديث نبوى و نگهبانان سنّت محمّدى ، به نامهاى ابو زرعه رازى و محمّد بن اسلم طوسى ، به همراه گروههاى بىشمارى از طالبان علم و اهل حديث و درايت عرضه داشتند ، اى امام بزرگ و اى فرزند امامان بزرگوار ، تو را به حقّ پدران پاك و اسلاف بزرگوارت سوگند مىدهيم كه رخسار مبارك و فرخنده خود را به ما نشان ده ، و حديثى از پدران و جدّ بزرگوارت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله براى ما بيان فرما تا يادگارى از آن حضرت در نزد ما باشد ، امام عليه السّلام دستور توقّف مركب را داد ، و غلامان خويش را فرمود كه پرده هودج را بالا برند ، و در اين هنگام ديدگان مردم ، به مشاهده طلعت مبارك امام عليه السّلام روشن شد ، آن حضرت را دو گيسو بود كه تا گردنش افراشته بود ، مردم از هر طبقه كه بودند ايستاده و به آن حضرت