تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
عز شأنه نازل شود ، پس احاطه كند به همه أهل مجلس « 1 » . و اين شخص قاضى اگر چه ظاهر اين است كه از عامه بوده ، لكن مشخص است منع آن حضرت از جلوس در مجلس او نه به جهت عامى بودن بوده ، و لهذا منع از مجالست با عامه نمىفرمودند ، بلكه به جهت آنكه متصدى منصب قضا بوده با عدم قابليت و استجماع شرايط . و أيضا ثقة الاسلام در اصول كافى از مخزن علوم الهى امام جعفر صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرموده : لا ينبغي للمؤمن أن يجلس مجلسا يعصى اللَّه فيه و لا يقدر على تغييره « 2 » . يعنى : سزاوار نيست از براى مؤمن اينكه بنشيند در مجلسى كه در آن مجلس معصيت خداوند عالم عز شأنه مىشود ، و اين شخص قدرت بر تغيير اين را ندارد . معصيتى بدتر از حكم به غير ما أنزل اللَّه كه خلاق عالم جل شأنه در قرآن مجيد تعبير از آن به كفر و ظلم و فسق فرموده نيست . و أيضا ثقة الاسلام « 3 » و رئيس المحدثين « 4 » و شيخ طائفه در كتب مسطوره روايت نموده‌اند از جناب حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام كه فرموده : يا شريح قد جلست مجلسا لا يجلس فيه الا نبي أو وصي أو شقي « 5 » . يعنى : حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام خطاب فرمودند به شريح كه يكى از قضاة عامه بود ، كه اى شريح به تحقيق كه نشسته‌اى در مجلسى كه نمىنشيند در آن مجلس مگر پيغمبر يا وصي پيغمبر يا شقى .
هامش
« 1 » تهذيب الاحكام ج 6 / 220 ح 12 . « 2 » اصول كافى ج 2 / 374 ح 1 . « 3 » فروع كافى ج 7 / 406 ح 2 . « 4 » من لا يحضره الفقيه ج 3 / 5 . « 5 » تهذيب الاحكام ج 6 / 217 ح 1 .