سوى آن كنند « 1 » و هر سال هزاران مسلمان براى پاسخگويى به فراخوانى ابراهيم و گزاردن حج ، آهنگ آن جا كنند . « 2 »
از اينها آشكار مىگردد كه ابراهيم خليل با هيچ دينى چنين پيوندى ندارد كه با دين اسلام ؛ و پيروان هيچ دينى چنان به دو نگرويدهاند كه مسلمانان ؛ و هيچ نژاد و تبارى چنان به دو ننازيدهاند كه اعراب و به ويژه قريشيان ؛ و بر خلاف پندارهاى يهوديان و مسيحيان ، پيروان هيچ آيينى چنان به راه او نرفتهاند كه مسلمانان ، زيرا كه ايشان ، در ايمان و توحيد صحيح ، وارثان اويند .
1 . زادگاه ابراهيم ( ع )
گزارشهاى عربى ، تولد ابراهيم را در روزگار پادشاهى نمرود بن كنعان بن كوش دانستهاند ، همو كه يكى از چهار پادشاهى است كه بر همهء زمين فرمان راندهاند ( دو كافر : نمرود و بخت نصر ؛ و دو مؤمن سليمان و ذوالقرنين ) . بر پايهء همان گزارشها ، ستارهبينان به نمرود هشدار دادند كه به زودى در فلان سال و فلان ماه ، پسرى ابراهيم نام ، زاده خواهد شد ، مردم را از دينشان دور خواهد كرد و بتهاشان را فرو خواهد شكست . از اينرو نمرود براى پيشگيرى ، فرمان داد تا همهء نوزادان پسر آن سال را بكشند . امّا مادر ابراهيم ، باردارى خويش را پنهان داشت و در غارى نزديك شهر ، دور از چشم مردم ، بار خويش را كه پسرى بود ، بر زمين نهاد ، و به يك گزارش ، به شوى خويش گفت كه پسر را مرده زاده است ، و به گزارش ديگر ، او را از زنده بودن پسر آگاه ساخت ، و به هر رو ، مادر هر روز پنهانى از پسر خويش سركشى مىكرد و سخت شگفتزده مىشد كه مىديد نوزاد او هر روز به اندازهاى بزرگ مىشود و مىبالد كه ديگر نوزادان در يك ماه . « 3 »
اين گزارش ، به گونهء ياد شده ، آميزهء شگفتى است از روايتهاى گوناگون ، افزون بر اين كه از هر سو در تيررس شكّ و شبهههاى بسيار نيز هست ، و گزافه نيست اگر بگويم از مرز شبهه نيز فراتر است . مهمترين شبهههايى كه اين گزارش را نشانه گرفتهاند ، اينهايند :
1 . افسانهء فرمانروايى چهار پادشاه بر همهء زمين - كه تنها در منابع عربى آمده است و نه در
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 144 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 97 .
( 3 ) . ابن اثير ، 1 / 94 - 95 ؛ طبرى ، 1 / 233 - 237 ؛ ابوالفداء ، 1 / 13 ؛ ابن كثير ، 1 / 148 ؛ ابن حبيب ، 392 - 394 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 181 ، 182 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، 1 / 56 ؛ ديار بكرى ، تاريخ الخميس ، 89 - 91 ، 141 ؛ مقدسى ، 3 / 45 - 48 ، 54 .