پس مراد از اِباى آسمان وزمين از تحمّل امانت عدم لياقت آنها است ; به سبب فقدان عقل كه مدار تكليف بر معرفت است .
واما آنچه گفته : وقرائن حاليه نيز مقتضى همين بود كه امر شرعي تبليغى نبود .
پس كذب محض وبهتان صرف است ، هيچ قرينه بر اين معنا دلالت ندارد ، بلكه آية كريمه : ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى ) ( 1 ) صريح دلالت مىكند بر اينكه هر چه حضرت مىگفت به حكم خداى تعالى شأنه مىگفتند .
اما آنچه گفته : اگر امر هم بود ، چه لازم است كه براي وجوب باشد ؟ !
پس وجه لزوم اين معنا آنكه : هرگاه امر از قرينه صارفه خالى باشد محمول بر وجوب مىشود ، كما بيّن في كتب أصول الفقه .
اما آنچه گفته : بلكه جمله دعائيه - يعنى : « جعله الله معي يوم القيامة » - صريح دلالت بر ندب مىكند .
پس منقوض است به اينكه : قوله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) : « جعله الله معي » جمله دعائيه نيست ، بلكه جزاى شرط است ومطابق با قوله تعالى : ( وَمَنْ يُطِعِ اللّهَ
هامش
1 . النجم ( 53 ) : 3 - 4 .