واجبات مثل : صوم وصلات وحج وزكات وغير آن وعده ثوابهاى مخصوص نمودهاند ، وبر محبّت جناب أمير وحسنين ( عليهم السلام ) وعده ثواب مخصوص در أحاديث بسيار مذكور است .
اما آنچه گفته : اگر امر براي وجوب [ هم باشد ، وجوب ] ( 1 ) به طريق كفايت خواهد بود بالقطع ، ووقت شدّت برودت هر كسى خواست كه ديگرى قيام نمايد ، اگر بر هر يك واجب مىشد مبادرت ومسارعت هر يكى لازم مىآمد .
پس از اين كلام أو لازم مىآيد كه اگر واجب كفايى فورى را همه مكلفين تأخير نمايند وبجا نيارند كسى گنهكار نباشد ، حال آنكه اين معنا بالقطع باطل است ، پس اگر چه اين وجوب كفايى بود ليكن به سبب تأخير ، جميع صحابه مأمورين به اين امر گنهكار شدند .
ومع هذا حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شيخين را بالتعيّن براي رفتن امر فرموده بود ، پس اين وجوب در حقّشان كه باليقين كفايى نبود ، پس در عصيان ايشان ( 2 ) بالقطع شكّى نماند .
اما آنچه گفته : واگر از اين همه درگذريم اين طعن متوجه به حضرت أمير ( عليه السلام ) خواهد شد ; زيرا كه آن حضرت نيز در آن وقت حاضر بود نه غائب ، پس چرا امتثال امر نفرمود .
هامش
1 . زيادة از مصدر .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( باشان ) آمده است .