هرگاه به رسول خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلم خبر را گفتم ، آن جناب خنده فرمود تا آنكه ظاهر شدند دندانهاى مبارك آن جناب در تاريكى شب ، وگرمى از من زائل شد ، پس رسول خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلم مرا گرم ساخت وخوابانيد مرا نزديك پاى مبارك خود وبيفكند بر من طرف جامه خود را ، ومن شكم وسينه خود را به پاى مبارك آن جناب ملصق مىكردم ، وهرگاه صبح كرديم هزيمت داد خداى تعالى احزاب را ، چنانچه در قول شريف [ خويش ] فرموده .
از اين حديث كمال جبن وبزدلى شيخين وعدم قبول ايشان حكم رسول ثقلين به غايت ظهور ظاهر شد .
ودر روايت “ صحيح مسلم “ ( 1 ) واقع است كه : حذيفة گفت كه : هرگاه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) مرا به نام من خواند چاره نيافتم از آنكه برخيزم ( 2 ) ; ليكن شيخين اينقدر عدم امتثال امر پيغمبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را سهل وآسان مىدانستند كه با آنكه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ايشان را به نام ايشان ياد فرمود وارشاد نمود كه برويد ( 3 ) ، برنخاستند ودر جواب قول پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] ( أستغفر الله ) گفتند .
پس معلوم شد كه شيخين امرى را ترك كردند كه از بجا آورى آن مؤمني را
هامش
1 . صحيح مسلم 5 / 177 .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( برنخيزم ) آمده است .
3 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( ليكن ) آمده است .