پنموده بودند در چه مرتبه از ناداني است .
جوابش آنكه : چون در متن حديث لفظ : ( في البيت رجال من الصحابة ) واقع است وتعيين وتخصيص أسماء به غير از نام عمر مذكور نيست ، پس قضية مذمت صحابه قضية مهمله باشد كه در قوه جزئيه است [ و ] صادق باشد .
وطعن كلّ صحابه يعنى موجبه كليه از هيچ عبارتى از عبارات علامه حلى - عليه الرحمة - وديگر علماى اعلام كه در “ كشف الحق “ وغير آن مذكور است مفهوم ومعلوم نمىشود ، بلكه غرض [ علماى ] ما - عليهم الرحمة والرضوان - سلب موجبه كليه است كه علماى أهل سنت در أكثر مقامات مىگويند : ( الصحابة عدول كلّهم ) ، وسلب ‹ 317 › ايجاب كلى به سلب جزئي حاصل مىشود ، كما بيّن في موضعه .
واين ناصبي در جواب أكثر مطاعن كه در اينجا ذكر نموده اين غلط فهمي خود را ظاهر كرده .
ودعوى اين معنا كه : صحابه اين فعل - يعنى منع از احضار قرطاس وعدم امتثال امر آن حضرت كه كردند - به شركت أهل بيت كردند .
افترايى است صريح ودروغى فضيح ، خود بودن أهل بيت در آن وقت ثابت نكرده ، نه كه منع كردن ايشان از احضار دوات وقرطاس .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٥٠