اين ، نامه ابو عبيده براى مردم دير طاياست . من به راستى بر جانها ، داراييها و كنيسههاى شما ، زنهار دادهام كه ويران يا مسكونى نگردند . اين زنهار ، تا زمانى است كه شما كسى را نكشيد و قاتلى را كه نهانى كسى را كشته است ، پناه ندهيد . ولى چنانچه انسانى را بكشيد يا آدمكشى را پناه دهيد ، تعهد ما نسبت به شما از ميان خواهد رفت . بر شماست كه سه روز ميهمانان مسلمان را خوراك دهيد . ما در برابر آسيبهاى لشكر ، نسبت به شما تعهّدى نخواهيم داشت .
خالد بن وليد ، يزيد بن ابو سفيان ، شرحبيل بن حسنه و قضاعى بن عامر ، گواه گشتند .
( 1 )
368 / 54 - 55 نامهنگارى دربارهء آنكه دست آوردهء جنگى از آن چه كسى است
سنن سعيد بن منصور ، بخش دوم ش 2791 ( ناشر آن ، به طبرانى و هيثمى ، ارجاع داده است ) .
مردم بصره در نهاوند ، پيكار كردند . مردم كوفه نيز به يارى آنان شتافتند . بصريان بر آن شدند كه مردم كوفه را از دست آوردههاى جنگى ، بىبهره سازند . عمار بن ياسر فرماندار كوفه بود . يكى از بنى عطارد به وى گفت : اى گوش بريده ! مىخواهى در غنيمتهاى جنگى ما شريك گردى ؟ عمّار گفت :
« تو به بهترين گوش من دشنام دادى ؛ زيرا كه آن گوش ، همراه پيامبر خدا ( ص ) آسيبديده است .
وى در اين باره به عمر نامه نوشت .
- متن نامه در دست نيست .
عمر در پاسخ او نوشت : غنيمت از آن كسى است كه در پيكار شركت جسته است .