( 1 )
365 / 3 - 4 نامهء عمر دربارهء بخش نكردن مصر به عنوان دست آوردهاى جنگى
الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 21 / ب .
سفيان بن وهب خولانى مىگويد : ما مصر را بىهيچ پيمانى گشوديم . از اين رو ، زبير بن عوّام برخاست و گفت : اى عمرو بن عاص ! اين كشور را ميان رزمآوران بخش كن . عمرو گفت : تا به امير مؤمنان نامه ننويسم ، آن را بخش نخواهم كرد . سپس به عمر نامه نوشت . متن نامه در دست نيست .
عمر به وى نوشت :
آن را نگهدار تا فرزندان فرزندان ما ، از آن دفاع كنند ( 1 ) .
1 . يعنى مصر را بايد براى هميشه نگهداريم و هيچگاه آن را ميان مسلمانان بخش نكنيم . - م .
( 2 )
365 / 5 ، 6 ، 7 داستان رود نيل و عادت كشتن همهساله زنى ، براى خواستارى لبريز گشتن آن رود
بك ( چاپ نخست ) 7 / 100 ( سال بيستم ) .
از ابن لهيعه ، از قيس بن حجّاج ، از كسى كه به وى روايت كرده است ، براى ما روايت كردند كه او گفت : زمانى كه مصر گشوده شد ماه بؤنه يكى از ماههاى مصريان فرارسيد . ( شايد اين همان
Payni
ماه دهم از تقويم ايشان است ) . مردم مصر ، نزد عمرو بن عاص آمده گفتند : « اى فرمانروا ! اين نيل ما داراى سنّتى است كه جز با آن ، جريان نمىيابد » . پرسيد : « آن چيست ؟ » گفتند :
« هنگامى كه دوازده شب از اين ماه ، بگذرد ، ما به سراغ دخترى دوشيزه ، مىرويم . پدر و مادر او را مىبينيم و آن دو را خرسند مىسازيم . سپس بهترين جامهها و زيورها را بر تن او مىپوشانيم و او را به درون نيل مىافكنيم » . عمرو به ايشان گفت : « در اسلام چنين كارى روا نيست . اسلام سنتهاى پيش از خود را در هم مىشكند » . راوى گويد : ماههاى بؤنه ، اپيپ
) Epiphi (
و مسرى