خويش ، بر دشمن خود پيروز نگشتيد . بلكه پيروزى شما به كمك يارى و مدد و نعمت و لطف او ، به انجام رسيد . از اين رو ، توان و نعمت و فضل بزرگ ، ويژهء خداوند است . « از اينجاست كه خداوند ، بهترين آفرينندگان ، پاك و بزرگ است ( 1 ) » . و سپاس و ستايش خداى را كه پروردگار جهانيان است .
و السّلام .
1 . مؤمنون / 14 . - م .
( 1 )
353 / 32 ، 33 ، 34 نامهء سعيد بن زيد به ابو عبيده براى رفتن به سوى او و شركت در پيكار با مردم ايليا و پاسخ آن
ازدى ( دو نسخهء خطى پاريس ) ورق 70 / ب - 71 / الف ( 127 / الف - ب ) .
سپس ابو عبيده در انتظار پاسخ مردم ايليا ماند . آنان ، نه اسلام پذيرفتند و نه به صلح تن در دادند . از اين رو ، وى به سوى ايشان رفت و بر آنان فرود آمد و ايشان را در محاصره گرفت . . . فرماندهى پيكار با آنان را خالد بن وليد و يزيد بن ابو سفيان ، هر يك از سويى بر عهده داشتند . اين خبر به سعيد بن زيد فرماندار دمشق رسيد . وى به ابو عبيده نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
از سعيد بن زيد به ابو عبيدة بن جرّاح ، درود بر تو . من همراه تو خداوندگارى را مىستايم كه جز او خدايى نيست . به جان خودم سوگند كه من ، تو و همراهان تو را براى پيكار در راه خدا ، بر خويشتن و هر آنچه كه مرا به خشنودى پروردگار - عزّ و جلّ - نزديك سازد ، ترجيح ندادهام . از اين رو ، آنگاه كه اين نامهء من به تو رسد ، كسى را كه بيش از من به كارگزارى تو دلبستگى دارد ، براى اين كار روانه كن . تا آنچه كه به نظر تو مىرسد ، براى تو انجام دهد . كه من - به خواست خدا - به زودى نزد تو خواهم آمد . و السّلام .
سپس ( ابو عبيده ) به يزيد بن ابو سفيان گفت : از سوى من به كار دمشق بپرداز . متن فرمان حكمرانى و پاسخ آن ، در دست نيست .