درود و رحمت خدا بر شما باد .
( سپس دستور داد نوشته را مهر كردند . )
1 . سورهء شعراء / 227 . - م .
( 1 )
( 302 / 5 - 6 ) نامهء عمر ، به هنگام پيكار يرموك
بحن ش 344 .
از سماك روايت است كه گفت : از عياض اشعرى شنيدم كه وى گفت : در يرموك حضور داشتم و ما پنج تن فرمانده داشتيم : ابو عبيدة بن جرّاح ، يزيد بن ابو سفيان ، شرحبيل بن حسنه ، خالد بن وليد و عياض . - اين عياض ، همان كسى نيست كه با سماك سخن گفته است - ( راوى ) گويد عمر به ما گفت : چنانچه پيكارى رخ دهد ، از ابو عبيده فرمان بريد . همو گويد : به عمر نوشتيم :
مرگ به ما روى آورده است ، نيروى كمكى براى ما بفرست . عمر در پاسخ ما نوشت :
نامهء شما كه در آن ، درخواست نيروى كمكى كرده بوديد ، به دست من رسيد . من شما را به كسى كه ياوريش گرانمايهتر و سپاهش آمادهتر است ، يعنى به اللّه - عزّ و جلّ - راه مىنمايم ؛ از وى مدد بخواهيد . زيرا محمّد ( ص ) را در پيكار بدر ، كه سپاهى كمتر از سپاه شما داشت ، يارى كردند . آنگاه كه اين نوشتهء من به شما رسد ، با ايشان پيكار كنيد و به سوى من بازمگرديد . ( عياض ) گويد : ما نبرد كرديم و آنان را در هم شكستيم .