پيمان صلح بست ، ابن صلوبا بود . اين پيمان در سال دوازدهم هجرى بسته شد و سپس خالد ، سرگزيت را پذيرفت و براى ايشان پيمان نامهاى نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
از خالد براى ابن صلوبا از مردم سواد - كه در كرانهء رود فرات سكنى دارد :
تو در پناه خدا هستى ؛ زيرا كه با پرداخت سرگزيت ، خداوند جان تو را از گزند دور داشت .
به راستى كه تو از سوى خود و خراجگزاران ( 1 ) و مردم جزيرهء خود ( 2 ) و كسانى كه در دو روستاى تو ، به نامهاى بانقيا و باروسما به سر مىبرند ، يك هزار درهم پرداختهاى ؛ و من آن را از تو پذيرفتهام و مسلمانان همراه من نيز ، به پرداخت آن مبلغ از سوى تو ، خرسند بودهاند ؛ و تو در برابر پرداخت سرگزيت ، از پناه خدا و محمّد ( ص ) و مسلمانان ، برخوردار گشتهاى .
هشام بن وليد ، بر اين پيماننامه گواه گشت .
1 . متن « أهل الخرج » : خراجگزاران . خرج به معنى خراج است ( لسان 2 / 251 ) گاهى خراج به معنى جزيه نيز به كار رفته است . - م .
2 . ترجمهء اين جمله تا اينجا از روى متن تاريخ طبرى كه مأخذ مؤلف بوده ، انجام گرفته است . عبارت كتاب ، آشفته است و با متن طبرى هماهنگى ندارد . - م .
( 1 )
293 پيمان خالد با مردم بانقيا و بسما
طبرى ص 2049 - 2050 .
چون مردم حيره با خالد پيمان صلح بستند ، صلوبا بن نسطونا فرمانرواى قسّ النّاطف ، به اردوگاه خالد رفت و دربارهء بانقيا و بسما ، با وى پيمان صلحى بست :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اين ، نوشتهء خالد بن وليد براى صلوبا بن نسطونا و خاندان وى است :
من براى دريافت سرگزيت و دفاع از شما در برابر دشمن ، با شما پيمان بستم كه همهء مردم كارآمد بانقيا و بسما - به جز خرزهء ( 1 ) خسرو - سالانه بر روى هم ده هزار دينار بپردازند ؛ توانگر در خور توان خويش و - اندكمايه به اندازهء ناتوانى خود .