10 . بنى اسرائيل / 97 ، نيز جوامع الجامع ، ص 260 . - م .
11 . مفردات راغب ، ص 326 . نيز بنگريد : پانوشت پيمان ( 287 / الف ) « صرف و عدل » . - م .
12 . سورهء كهف / 50 ؛ نيز جوامع الجامع ، ص 267 . - م .
13 . سورهء فاطر / 6 . - م .
( 1 )
( 282 / 1 - 2 ) نامهنگارى عبد اللّه بن عبد اللّه مدائنى با أبو بكر
الأكوع الحوالى ص 164 ( به نقل از تاريخ ناشناخته ) .
عبد اللّه بن عبد اللّه مدائنى به أبو بكر ، نامه نوشت و از او درخواست كرد كه به وى اجازه دهد تا با نجرانيان به سوى مردم صنعاء رود .
متن نامه در دست نيست .
أبو بكر به وى نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
از عتيق ( 1 ) بن عثمان جانشين پيامبر خدا ( ص ) به كافران صنعاء :
تندرستى و دور ماندن از گزند ، از آن كسى است كه پيرو راستى گردد . بىشك ما نيكوترين رفتار را با شما در پيش خواهيم گرفت . خداوند ، محمد را « همراه با راستى و آيين حق ، بر انگيخت تا به رغم مشركان ، آيين وى را بر همهء آيينهاى جهان ، چيره گرداند » ( سورهء الصّفّ 61 / 9 ( 2 ) ) . اين سخنى است ، به حقيقت ، راست و وعدهاى است ، به راستى انجامپذير . چنانچه مردم فرمان خدا را ناديده گيرند ، خداوند خود آن را فرو نخواهد گذاشت و هر امتى را عذرى بوده كه به سهل انگارى پيرامون آن گشته ( و بدان متعذّر شده است ) ( 3 ) . آنكه رست ، رست و آنكه تباه گشت ، تباه گشت . شما به دليل اسلام آوردن و گرايشتان به آن ، در نظر من از آن كسانى بوديد كه مىگفتم : به يارى ايشان با از دين برگشتگان ، پيكار خواهم كرد و هيچ كس را با آنان توان كارزار نخواهد بود . از ايشان مىتوان اميد ياورى داشت ؛ ولى نمىتوان با آنان به دشمنى برخاست .
برخى از شما در آشوب أسود عنسى با وى بوديد و خداوند ، شما را از گزند آن فتنه دور داشت .
سپس معاذ جبل نزد شما آمد و به دعوت وى پاسخ گفتيد . پس از آن مهاجر به سوى شما آمد و تا پيامبر اسلام زنده بود وى با شما به سر برد . چون پيامبر درگذشت ، به وى اعلام جنگ داديد و او را به