خلافت در ستيز بود ، به على ( ع ) نوشت : « عافانا اللّه و إيّاك من السّوء » . از آن پس ، مردم در نامههاى خود ، پيش از اصل متن ، براى يكديگر ، جمله دعايى به كار بردند « 55 » . گويا پيامبر ( ص ) از به كار بردن دعاهاى سادهء مسلمانان براى يكديگر ، چون « أكرمك اللّه ؛ أدام اللّه لك النّعم . . . » ،
جلوگيرى نمىكرده است . جرير بن عبد اللّه ، پيامبر خدا را دعا كرد و گفت : « أكرمك اللّه يا رسول اللّه كما أكرمتنى » . پيامبر ( ص ) اين دعاى او را ناپسند ندانست و چيزى به او نگفت .
ولى زمانى كه امّ حبيبه دختر ابو سفيان و همسر پيامبر ، در دعاى خود گفت : « اللّهمّ أمتعني بزوجى رسول اللّه ( ص ) و بأبى ، أبى سفيان و بأخى معاوية « 56 » ، پيامبر ( ص ) به وى گفت : « تو براى زمانهاى معلوم و روزيهاى تعيين گشتهاى دعا كردى كه چيزى از آنها پيش از زمان خود و پس از آن ، فرا نخواهد رسيد . چنانچه از خداوند در خواست مىكردى كه تو را از گزند آتش دوزخ دور بدارد ، براى تو بهتر مىبود . » نيز روايت كردهاند كه زبير بن عوّام به پيامبر خدا گفت : « جعلنى اللّه فداك . »
پيامبر ( ص ) در پاسخ او گفت : هنوز خوى اعرابيگرى خود را كنار ننهادهاى « 57 » . گفتهاند كه جملهء « أطال اللّه بقاءك » را نخستينبار ، زنادقه ، در گفتهها و نوشتههاى خود به كار بردند « 58 » . ولى همانگونه كه اشاره شد ، به كار بردن جملههاى ساده و مذهبى گونهء دعايى ، بلا مانع بوده است .
ابو جعفر نحّاس كه در آغاز سال سيصد ( 300 ) هجرى در روزگار خلافت الراضى مىزيسته ، در صناعة الكتّاب آورده است : در زمانهاى نخستين ( آغاز اسلام ) دعاى آغاز نامهها ، به امور دينى مربوط مىشد ، مانند : « أكرمه اللّه ، حفظه اللّه . . . » . سپس براى بزرگداشت فرد مورد دعا ، از آن شيوه ، به « أطال اللّه بقاءه ، و أدام اللّه عزّه . . . » روى آوردند . « 59 » همين گونهء اخير دعا بود كه پيامبر ( ص ) مردم را از آن ، بازمىداشت .
از اين دعاى اخير ، با مصدر جعلى « طلبقة » كه از جمله « أطال اللّه بقاءه » ساخته شده است ، ياد مىكردند . بيشتر اهل حديث ، به كار بردن اين جملهء دعايى را ناپسند دانستهاند . شيخ محيى الدّين نووى گفته است . پيشينيان به ناپسند بودن اين دعا در نامهها ، تصريح كردهاند ، مگر آنكه آن را با قيد « فى طاعته و كرامته » ، همراه سازند « 60 » .
ب . متن نامهها :
متن نامههاى پيامبر ( ص ) ، با جملههايى چون : « سلم أنتم » ، « سلام عليكم » يا « سلام
هامش
( 55 ) . صبح الأعشى ، قلقشندى 6 / 334 .
( 56 ) بار خدايا مرا از زندگانى با همسرم پيامبر خدا و پدرم ابو سفيان و برادرم معاويه ، بهرهمند بگردان .
( 57 ) . صبح الأعشى ، 6 / 337 - 336 .
( 58 ) همان ، 336 - 335 .
( 59 ) بنگريد : صبح الأعشى ، 6 / 333 .
( 60 ) . همان ، 337 .