من محمّد النّبىّ رسول اللّه إلى المؤمنين » « 38 » ، « هذا كتاب من محمّد النّبىّ رسول اللّه لثقيف » « 39 » ، « هذا كتاب من محمّد النّبىّ لفلان » « 40 » ، « هذا ما كتبه النبىّ محمّد لفلان » « 41 » ، « هذا ما أعطى محمّد رسول اللّه بلال بن الحارث المزنىّ » « 42 » .
گاهى نامهاى كه يكى از صحابه يا يكى از فرماندهان لشكر به پيامبر ( ص ) مىنوشت ، براى رعايت ادب ، نام پيامبر را كه گيرندهء نامه بود ، پيش از نام خود مىآورد . بدين گونه : « إلى محمّد رسول اللّه من فلان . . . » . بر پايهء روايتى ، خالد بن وليد ، نجاشى و مقوقس ، در نامههاى خود به پيامبر اسلام ، نام پيامبر را كه گيرندهء نامه بود ، پيش از نام خود آوردهاند « 43 » . برخى گفتهاند : اين شيوهء نامهنگارى از روزگار معاويه در ميان مسلمانان رواج يافت . از نافع روايت كردهاند كه عبد اللّه پسر عمر ، در كارى نياز به نوشتن نامه به معاويه داشت . فرزندانش به او گفتند : نامه را با نام معاويه آغاز كن . پيوسته اين سخن را به او گفتند تا عبد اللّه نوشت : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، إلى معاوية من عبد اللّه بن عمر » . از آن پس ، مسلمانان با اين گونه آغاز ، در نوشتن نامهها ، آشنا گشتند « 44 » .
على الأحمدى از اين معنى كه صحابه و ديگران در نامههاى خود به پيامبر ( ص ) ، همواره نام پيامبر ( ص ) را پيش از نام خود مىآوردند ، با اطمينان قاطع ياد مىكند « 45 » .
ولى احمد بن ربّه و بسيارى از راويان و نويسندگان ديگر ، اين گفته را نمىپذيرند . اينان بر آنند كه در نامههاى پيامبر اسلام و صحابه و فرماندهان سپاه او ، نخست نام فرستندهء نامه و پس از آن ، نام گيرندهء آن و سپس ، متن اصلى نامه مىآمده است . علاء حضرمى و صحابهء ديگر نيز به همين شيوه به پيامبر ( ص ) نامه نوشتهاند « 46 » . اين گروه از پژوهشگران در اين باره ، به روايتى از پيامبر ( ص ) نيز استناد جستهاند : و قد روى أنّ رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - قال : « إذا كتب أحدكم فليبدأ بنفسه ، إلّا إلى والد أو والدة أو إمام يخاف عقوبته . » « 47 » ( هرگاه يكى از شما نامه بنويسد ، بايد نخست نام خود را بياورد ؛ مگر آنكه به پدر ، مادر يا به فرمانروايى نامه بنويسد كه از كيفر او بيم دارد ) .
هامش
( 38 ) . همان ( ش 182 ) ؛ كتاب الأموال ، أبو عبيد ص 279 .
( 39 ) . مجموعة الوثائق . . . ( ش 181 ) ؛ كتاب الأموال ، ص 276 .
( 40 ) مجموعة الوثائق ( ش 134 ) .
( 41 ) مكاتيب الرسول ص 6 .
( 42 ) مجموعة الوثائق ( ش 163 ) .
( 43 ) صبح الأعشى 6 / 329 - 328 .
( 44 ) . همان ، 329 .
( 45 ) . مكاتيب الرسول صص 8 - 7 .
( 46 ) . صبح الأعشى 6 / 329 ، 330 .
( 47 ) . همان . نيز بنگريد : مكاتيب الرسول ، ص 9 .