( 1 )
155 براى بنى شمخ ( 1 ) از جهينه
ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 24 ( ش 30 / 2 ) ؛ الدّيبلى ش 11 .
مقابله كنيد : البدايه ، ابن كثير 5 / 353 .
بنگريد : اشپرنگر ، 3 / 152 .
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اين ، نوشتهء آن چيزى است كه محمّد پيامبر به بنى شمخ [ از جهينه ] داده است : آنچه از سرزمين صفينه ( 2 ) را كه ايشان مرزبندى كرده يا كاشتهاند ، به ايشان داده است . هركس دعوى حقّى بر ايشان كند ، حقّى نخواهد داشت و حقّ بنى شمخ درست و استوار است .
[ اين فرمان را ] علاء بن عقبه نوشت و بر آن گواه گشت .
1 . بنى شمخ : تيرهاى از قبيلهء بنى فزاره بودند ( الاشتقاق ، ص 281 ؛ جمهره ، ص 255 - 58 ) . - م .
2 . صفينه به لفظ تصغير ، سرزمينى است با درختان خرما ، در جايى بالاتر از سرزمين بنى سليم . ابو نصر گفته است : صفينه روستايى است به فاصلهء دو روز راه از مكّه ، با مردم و كشتزارها و خرمابنهاى بسيار ( ياقوت ، 3 / 403 ) . - م .
( 2 )
156 نيز براى بنى جهينه
بط ش 6 ( شش روايت ) ؛ طيالسى ، ش 1293 ؛ احمد حنبل ، 4 / 310 - 311 ؛ عمخ ، ش 67 ؛ الزّيلعى به نقل از صاحبان سنن چهارگانه و ترمذى و احمد حنبل و ابن حيّان . المصنّف عبد الرّزاق ، ش 202 ؛ شرح البخارى ، قسطلانى 8 / 290 از نسايى و احمد و چهار تن ياد شده و ابن حبّان و ترمذى ؛ الوثائق السّياسيّة اليمنيّة ، الأكوع الحوالى ، ص 67 ( وى به سبل السّلام 1 / 25 ارجاع داده است ) .
از عبد اللّه بن عكيم جهنى روايت است كه گفت : من جوانى نويسنده بودم كه فرمان پيامبر دو ماه يا يك ماه پيش از مرگ حضرتش ( ص ) در سرزمين جهينه به دست ما رسيد كه :
« پوست ( 1 ) و پى مردار را به كار مگيريد » .
1 . بنگريد : الفائق ، 1 / 67 . - م .