جهينه :
ايشان در سرزمين خويش به راستى در امان خواهند بود ؛ و بىگمان ، آنچه به هنگام پذيرفتن اسلام داشتهاند ، از آن ايشان است .
[ اين فرمان را ] المغيره نوشت .
( 1 )
154 إقطاعى براى عوسجة ( 1 ) بن حرمله
بس ج 1 / 2 ص 24 ( ش 30 / 1 ) ؛ ديب ش 7 ؛ الأماكن ، حازمى ( خطّى ) ش 154 ؛ البدايه ، ابن كثير 5 / 353 ؛ وفاء الوفاء ، سمهودى ( چاپ بيروت ) ص 1259 ( وى از ابن حزم روايت كرده است : پيامبر ، فرمانروايى يك هزار تن از جهينه را به وى سپرد ؛ ملكى را به وى اقطاع داد و او را فرمانروا گردانيد ) .
مقابله كنيد : جمهرة الانساب ، ابن الكلبى ( خطى ، اسكوريال ) ص 522 .
بنگريد : اشپرنگر ، ج 3 / 151 ( تعليقهء نخست ) .
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اين ، نوشتهء آن چيزى است كه پيامبر خدا از سرزمين ذو المروه ( 2 ) به عوسجة بن حرملهء جهنى داده است :
سرزمينهاى ميان بلكثه ( 3 ) تا المصنعه ( 4 ) تا الجفلات تا الجدّ در كوه قبله را به وى داد ، و هيچ كس را در آنها بر او حقّى نيست . هركس بر وى دعوى حقّى كند ، سخنى ناروا گفته و حقّ عوسجه بر آن سرزمين ثابت است .
اين فرمان را [ علاء بن ] عقبه نوشت .
1 . عوسجة بن حرملة بن جذيمه . . . بن مالك بن غطفان است . پيامبر خدا ( ص ) فرمان رهبرى بر يك هزار تن از مردان بنى جهينه را به وى داد و سرزمين ذا أمرّ را به او إقطاع كرد ( جمهرة ، ص 445 - 46 ؛ ياقوت ، 1 / 361 ) . - م .
2 . ذو المره : روستايى است در سرزمين حجاز ، يا در وادى القرى و يا ميان خشب و وادى القرى ( الجبال و الأمكنة ، ص 93 ؛ ياقوت ، 4 / 513 ) . - م .
3 . بلاكث به فتح « ب » و كسر « ك » جمع بلكثه ، سرزمين پهناورى است بر بالاى ذو المروه . اين سرزمين ، از آن قريش و داراى چشمههاى آب و درختان خرماست ( ياقوت ، 1 / 711 ) . - م .
4 . المصنعه از دژهاى بنى عمران است و در بلنديهاى ذمار ، واقع است . اين كلمه نام يكى از دژهاى بنى حبيش و نام دو جاى ديگر نيز بوده است ( ياقوت ، 4 / 556 ) . - م .