( 1 )
64 / الف [ از ] علاء بن حضرمى به پيامبر - عليه السّلام
سنن أبى داود 4 / 118 ، كتاب الأدب ؛ بخش مربوط به كسانى كه نامه را با نام خويش ، آغاز مىكنند . البداية ، ابن كثير 5 / 253 .
از احمد حنبل ، او از هشيم و او از يكى از فرزندان العلاء آورده است كه علاء بن حضرمىّ ، كارگزار پيامبر خدا ( ص ) در بحرين بود . وى هرگاه به پيامبر ( ص ) نامه مىنوشت ، آن را با نام خود آغاز مىكرد . در روايت ديگر است كه وى به پيمبر ، نامه نوشت و نام خود را در آغاز آن نهاد .
متن نامه ، در دست نيست .
( 2 )
65 به أسيبخت ، كارگزار خسرو در بحرين
ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 27 ( ش 42 ، 1 ) عبد المنعم خان ش 7 .
مقابله كنيد : ابن حجر ، ش 457 ؛ بلاذرى ص 78 ؛ معجم البلدان واژهء « بحرين » .
بنگريد : كايتانى ، 8 / 181 ؛ اشپربر ، ص 24 - 25 ؛ اشپرنگر ، 3 / 380 - 81 .
به أسيبخت بن عبد اللّه فرمانرواى بحرين :
[ به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر ] أقرع نامهء تو را نزد من آورد و پايمردى تو را دربارهء مردم خود ، به من بازگفت . پايمردى تو را دربارهء مردمت پذيرفتم و درستى سخنان فرستادهات ، أقرع را باور كردم . تو را به بر آوردن خواستهات - بدانسان كه دوست دارى - مژده مىدهم . ولى چنان ديدم كه با ديدن خود تو از خواستهات آگاه كردم . چه نزد ما بيايى و چه نيايى ، تو را گرامى خواهم داشت .
اما بعد : من از كسى درخواست هديه نمىكنم ، ولى اگر هديهاى براى من بفرستى ، آن را خواهم پذيرفت . چون كارگزاران من ، پايگاه تو را ستودهاند . تو را به گزاردن نماز و پرداخت زكات و پذيرايى از مؤمنان ، به گونهاى بهتر از آنچه كه انجام مىدهى ، سفارش مىكنم . من مردم تو را بنى عبد اللّه ( فرزندان بندهء خدا ) ناميدم . از اين رو ، ايشان را به گزاردن نماز و بهترين كردار ، فرمان و بشارت ده .
درود بر تو و مردم تو .