( 1 )
56 به منذر بن ساوى عبدى ، كارگزار خسرو در بحرين
ابن طولون ش 2 ( 4 ) ؛ نيز بنگريد : ابن طولون ش 2 ( 1 ) ؛ زيلعى ش 8 به روايت از واقدى ( « پس نامه را با علاء بن حضرمى فرستاد و به وى گفت : اگر به تو پاسخ داد ، بمان تا فرمان من به تو رسد . از توانگرانشان زكات بستان و به تهيدستانشان ده . علاء گفت : فرمانى براى من بنويس تا همراه من باشد ؛ پس پيامبر خدا ( ص ) براى وى نوشت : پرداختيهاى واجب ( زكات ) شتر ، گاو ، گوسفند ، كشت و زر و سيم ، بر همان شيوه است » ) .
مقابله كنيد : زرقانى ، 2 / 351 ؛ ابن سعد ، 4 / 2 ص 76 وى گفته است : كه پيامبر خدا ( ص ) علاء حضرمى را در بازگشت از جعرانه ، به سوى منذر گسيل كرد ؛ الوفاء ، ابن الجوزى 742 ، وى گفت :
پيامبر خدا ( ص ) علا ؛ خضرمى را نزد منذر بن ساوى عبدى در بحرين فرستاد و منذر اسلام خود و باور داشتن آن را براى پيامبر نوشت .
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
از محمّد فرستادهء خدا به منذر بن ساوى :
ايمنى و به دور ماندن از عذاب خدا ، از آن كسى است كه پيرو هدايت گردد . پس از سپاس و ستايش خداوند ، من تو را به اسلام فرا مىخوانم ؛ پس اسلام بياور تا ايمن مانى ؛ و آنچه را كه در دست دارى ، خداوند از آن تو گرداند . بدان كه آيين من به زودى ، سراسر گيتى را فرا خواهد گرفت ( 1 ) .
اللّه رسول محمد
1 . متن « الى منتهى الخفّ و الحافر » الخفّ : سمّ شتر و شتر مرغ تا مچ پا ( المحكم 4 / 378 ) ؛ الحافر : سم اسب ، استر و خر تا مچ پا ( همان 3 / 232 ) . زمخشرى مىنويسد : فلان يملك الخفّ و الحافر ( أساس البلاغه « حفر » ) يعنى وى داراى همه چيز است و بنابراين ، معنى عبارت متن چنين خواهد بود : به زودى آيين من ، به همهء جاهايى كه پاى دامهاى ياد شده به آنجا رسيده است ، راه خواهد يافت . اين گفته همانند حديث : « زويت لى الأرض فأريت مسارقها و مغاربها و سيبلغ ملك أمّتي ما زوى لى منها » است ( الفائق 2 / 128 ) ؛ يعنى گسترهء زمين براى من فشرده گشت و همه جاى آن را به من نشان دادند ، و به زودى حكومت امّت من ، همهء روى زمين را فرا خواهد گرفت . - م .