( 1 )
47 از أبو بكر به فرمانده سپاه شام دربارهء داريان
قسطلانى ، 1 / 297 ( به نقل از إسعاف الأخصّاء ) ؛ عبد المنعم خان ش 29 / 4 ؛ الضّوء السّارى ، مقريزى ، ورق 89 ؛ قلقشندى ، 13 / 120 - 121 ؛ كتانى ، 1 / 145 ؛ زرقانى در جاى خودش .
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
از أبو بكر به ابو عبيدة بن جرّاح :
درود بر تو ، من همراه تو خدايى را كه جز او خدايى نيست ، مىستايم . پس از سپاس و ستايش خدا : كسانى را كه به خدا و روز بازپسين ايمان آوردهاند ، از تبهكارى در روستاهاى داريان ، بازدار .
اگر ساكنان آن روستاها كوچ كرده و رفتهاند و داريان بر آنند كه آنها را كشت كنند ، بكنند ؛ ولى هنگامى كه مردم آن سرزمين بدانجا بازگردند ، آن سرزمينها از آن ايشان خواهد بود ، و ايشان به داشتن آن زمينها ، از ديگران سزاوارترند .
درود بر تو .
( 2 )
47 / الف إقطاع پارهاى از سرزمين روم براى ابو ثعلبهء خشنىّ
ابو عبيد ، ش 679 ، 691 ؛ الأموال ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 100 / الف ؛ بحن 4 / 193 - 194 ؛ المصنّف ، عبد الرّزّاق ش 8503 .
ابو ثعلبهء خشنىّ گفت : اى پيامبر خدا ! دربارهء فلان زمين براى من فرمانى بنويس . آن زمين در آن هنگام ، در دست روميان بود . گفت : گويا سخن وى براى پيامبر ( ص ) شگفتآور بود ؛ از اين رو گفت :
مىشنويد كه چه مىگويد ؟ ! ابو ثعلبه گفت : سوگند به آفريدگارى كه تو را همراه با راستى و حقيقت فرستاده است ، اين زمين بر تو گشوده خواهد گشت . ( راوى ) گويد : پس پيامبر دربارهء آن زمين ، براى وى فرمانى نوشت .
متن فرمان ، به دست نيامده است .