رواة ( 1 ) آن كسى است كه احتجاج كرده نمىشود به أو .
ونيز ردّ مىكند اين معنا را قول عروه كه : ( به درستى كه عايشه تأويل كرد چنانچه تأويل كرد عثمان ) ، وجايز نيست عايشه را به هيچ وجه كه تأهل كند ، پس دلالت كرد بر ردّ آن .
اما آنچه روايت كرده است آن را عبد الرزاق از معمّر از زهرى كه : به درستى كه عثمان تمام نكرد نماز [ را ] مگر به جهت اينكه نيت كرد أقامت در مكة بعد حج .
پس اين روايت مرسل است ودر آن نظر است ; زيرا كه بر مهاجر أقامت مكة حرام است ، چنانچه خواهد آمد در كلام بر حديث علاى حضرمي در مغازى .
وعبد الحق دهلوى در “ شرح سفر السعادة “ گفته :
در توجيه اتمام ‹ 178 › عثمان . . . وجواز آن از وى وجوه [ متعدد ] گفتهاند ، بعض گويند كه : وى تأهل كرد به مكة وزوجه گرفت ، ووى أمير المؤمنين بود ، وپادشاه چون در مملكت بگردد مسافر نشود ، وبه هر موضع كه رود ، خانه أو است ، يا وى عزم أقامت كرد به مكة .
ورد كرده شده است وجه أول به آنكه آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلم با زوجات خود سفر مىكرد وحال آنكه اتمام نكرد خصوصاً در
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( روايت ) آمده است .