اما آنچه گفته كه : چون بعد از وفات پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] وخلافت شيخين وزوال كفر وبطلان نفاق به حدّى . . . إلى آخر .
پس مردود ‹ 43 › است به آنچه سابق از اين در نقض باب مكائد تحرير نموده شد ( 1 ) ، وبه آنچه واقدى روايت كرده كه : عثمان گفت : ( وفي الناس من هو شرّ منه ) ( 2 ) .
ومخاطب ترجمه اين لفظ در “ حاشية “ از ترجمه اعثم كوفي نقل كرده ( 3 ) .
اما آنچه گفته : حُكم اخراج أو نيز مرتفع شد .
پس مدفوع است به اينكه : براي اثبات اين نتيجة ، اثبات صغرى وكبراى قياس ضرور ولابد است ، وآنفاً معلوم شد كه نه صغراى اين قياس ثابت است نه كبرى ، بلكه ضد ونقيض آنها ثابت است .
اما آنچه گفته : وشيخين به آن جهت آمدن أو را روادار نشدند كه هنوز احتمال فتنه وفساد قائم بود . . إلى آخر .
پس شيخين تصريح كردهاند به اينكه ايشان حَكَم را به اين جهت
هامش
1 . تقليب المكائد : 327 ( كيد 68 ) .
2 . انظر : الشافي 4 / 270 ، شرح ابن أبي الحديد 3 / 31 .
3 . حاشية تحفه اثناعشريه : 610 .