تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
عالم جليل الشأن ايشان متفوّه به آن شده ، تنبيه بر كمال بطلان آن مناسب مىنمايد . پس مخفى نماند كه امر عمر به قتل أصحاب شورى وضرب أعناق شان ، أكابر أئمة سنيان وأعاظم علمايشان نقل كرده‌اند ، مطالبه ابن تيمية به آن مبنى بر كمال عجز وقصور باع يا نهايت تعصب است كه ( 1 ) ديده ودانسته براي صيانت امام خود از تفضيح ، دين وامانت خود را بأخته ، به اظهار اجنبيت خود مىپردازد ( 2 ) . آنفاً دانستى ( 3 ) كه علامه ابن سعد كه از اجله قدماي سنيه وأعاظم معتمدين ايشان است آن را در “ طبقات “ روايت كرده ، وسيوطى در “ جمع الجوامع “ وملاعلى متقى در “ كنز العمال “ از ابن سعد نقل كرده‌اند ، وإبراهيم بن عبد الله در “ اكتفا “ در فضائل خليفه ثاني وارد كرده ، وعلامه دميرى از ابن خلّكان وغير أو نقل كرده ، وابن عبد ربّه در كتاب “ عقد “ وارد كرده . ونقل روايتي از مخالف وسكوت بر آن دليل تسليم وقبول نزد مخاطب عمدة الفحول است ، چنانچه در باب چهارم اين كتاب خود ( 4 ) به روايت “ ميزان “ ذهبي كه از عقيلى در آن نقل كرده ، بر أهل حق به اين وجه كه در
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( كر ) آمده است . 2 . يعنى خود را بيگانه وبي اطلاع از اين مطلب وانمود مىكند . 3 . مصادر آن در وجه هشتم گذشت . 4 . ( اين كتاب خود ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .