پر ظاهر است كه مخالفت مشركين لئام وردّ مبتدعات ودفع رسوم آن اغثام ( 1 ) على الاستمرار والدوام مطلوب ملك علاّم ، وغايت بعث رسول ربّ منعام ، وطريقه صحابه كرام ، وشعار ساير أهل اسلام است ; پس اين تعليل مثبت بقا واستمرار وثبات است نه موهم انقطاع وارتفاع وانبتات ( 2 ) .
وظاهر است كه بعد ارتحال سرور كائنات ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نيز در فسخ حج مصلحت ابطال رسم جاهليت واخماد طريقه فاسده شان متحقق است ، چنانچه در اعلاى ديگر شعائر اسلاميه ، ابطال رسوم جاهليت متحقق مىشود .
واگر به فعل يك بار ، بار ديگر اين مصلحت متحقق نشود ، لازم آيد كه ساير شعائر اسلاميه موجب ردّ بر كفار نگردد .
واگر بگويند كه : اكتفا براي ردّ رسم جاهليت بر يك بار لازم است .
بطلانش از رواياتشان ظاهراست ; زيرا كه بنابر اين لازم بود كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اكتفا به فعل يك صحابي مىكرد ، وهمه صحابه را - كه سياق هدى نكرده بودند - به فسخ حج امر نمىفرمود ، وتأكيد وتشدّد بر ايشان نمىكرد ، واگر صحابه كرام را هم امر فرموده بود ، كاش أزواج خود را از ارتكاب اين امر ناجايز - على زعمهم - محفوظ مىداشت .
دهم :
آنكه در بسيارى از احكام مخالفت مشركين واقع شده ، پس اگر معلول بودن حكمي به مخالفت مشركين باعث ارتفاع آن حكم گردد ، لازم
هامش
1 . توضيح آن قبلا گذشت .
2 . الانبتات : الانقطاع . انظر : الصحاح 1 / 242 ، لسان العرب 2 / 7 . . وغيرهما .