ودر زن متعه - بالبداهة - احصان حاصل نيست ، ولهذا شيعه نيز أو را سبب احصان نمىشمارند ، وحدّ رجم بر متمتع غير ناكح جارى نمىكنند ، ومسافح بودن متمتع هم بديهي است كه غرض أو ريختن آب وتخليه اوعيه منى مىباشد نه خانه دارى واخذ ولد وحمايت ناموس وغير ذلك .
وشيعه را در باب حلّ متعه غير از آية : ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ) ( 1 ) مستمسكى ( 2 ) نيست كه در مقابله أهل سنت توانند گفت .
وسابق معلوم شد كه اين آية هرگز دلالت بر حلّ متعه نمىكند ، ومراد از استمتاع ، وطى ودخول است ، به دليل كلمه ( فا ) كه براي تعقيب وتفريع كلامي بر كلام سابق است ، وسابقِ در آية مذكور نكاح ومهر است .
وآنچه گويند كه : عبد الله بن مسعود وعبد الله بن عباس اين آية را به اين نحو مىخواندند كه : ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ ) ( 3 ) إلى أجل مسمّى ) واين لفظ صريح است در آنكه مراد متعه است .
گوييم : اين لفظ كه نقل مىكنند بالاجماع در قرآن خود ( 4 ) نيست كه قرآن را تواتر به اجماع شيعه وسنى شرط است ، وحديث پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله ) ] هم نيست ، پس به چه چيز تمسك مىنمايند ؟ !
هامش
1 . النساء ( 4 ) : 24 .
2 . در مصدر ( متمسكى ) .
3 . النساء ( 4 ) : 24 .
4 . در مصدر ( خود ) نيامده است .