تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
تقسيم خمس كرد مخالفت آن حضرت آغاز نهاد ، وچنانچه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) خمس را به اقرباى خود مىداد ، أبو بكر به ايشان نداد . پس اگر اين حديث گلوى عمر را از طعن وارهاند ليكن طعن أبى بكر ومخالفت ومعاندت أو با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بر كرسي وضوح وثبوت مىنشاند . ونيز كذب ادعاى باطل مخاطب با ديانت ! در موافقت فعل أبى بكر با فعل حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به كمال ظهور مىرساند ، ولله الحمد على ذلك . واز اينجا سرّ عدم ايراد كابلى اين حديث را بألفاظه معلوم توان كرد كه : چون بدريافت كه از ايراد أصل حديث كمال عناد وعداوت أبو بكر ظاهر خواهد شد ، وواضح خواهد گرديد كه : بر خلاف حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اقرباى آن جناب را از سهم ايشان محروم داشت ، واين مخالفتش به حدّى شنيع بود كه عمر - موافق اين روايت - ياراى اتباع أو در اين مخالفت نيافته ; لهذا از ايراد أصل حديث اعراض كرده وخواسته كه به تلخيص آن حقيقت الامر را مستور بسازد تا أبو بكر هم فضيحت نشود واز عمر هم طعن ساقط گردد . شعر : ( اين خيال است ومحال است وجنون ) ! چهارم : آنكه گو بنابر ادعاى كابلى ومخاطب حديث جبير بن مطعم را كه أبو داود روايت كرده ، منذرى تصحيح كرده ; ليكن از كتب رجال واضح مىشود كه اسناد آن خالى از قدح وجرح نيست ; زيرا كه ابن سعد - كه از أكابر علماى سنيه است - در يونس بن يزيد كه از زهرى روايت اين حديث كرده ،