ونيز مخاطب به جواب طعن قرطاس گفته :
ونيز معلوم شد كه از أمور دين چيزى نوشتن منظور نداشت بلكه در سياست مدنيه ومصالح ملكي وتدبيرات [ دنيوي ] ( 1 ) ; چنانچه زبانى به آن چيزها وصيت فرمود . ( 2 ) انتهى .
اين عبارت هم دلالت دارد بر آنكه مخاطب را به حال اراده آن حضرت علم حاصل شده .
ونيز مخاطب تكذيب خود در اين ادعا به جواب طعن چهارم از مطاعن صحابه نموده ، چنانچه گفته :
طعن چهارم : آنكه صحابه معانده با رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلم نمودند ، وقتي كه طلب قرطاس فرمود ، هرگز نياوردند وتعللات بيجا آغاز نهادند .
جواب از اين طعن ، سابق در مطاعن عمر . . . گذشت كه : قصد ايشان تخفيف تصديع آن جناب بود ، با وجود قطع به استغناى ( 3 ) خود از آن . . . إلى آخر ( 4 ) .
هامش
1 . زيادة از مصدر .
2 . تحفه اثنا عشريه : 290 - 291 .
3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( استغنا و ) آمده است .
4 . تحفه اثنا عشريه : 340 .