ما كانَ إِبْراهِيمُ
نبود ابراهيم
يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا
جهود و نه ترسا
وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً
و ليكن بود پاك و موحد و منحرف از عقائد رويّه مخلص و تسليمكننده
وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و نبود از شرك آرندگان تعريض اهل كتابست كه مشرك شدند به اعتقاد الوهيت عيسى ع و عزير ع
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ
به درستى كه سزاوارترين مردمان
بِإِبْراهِيمَ
بدين ابراهيم
لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ
هرآئينه آن كسانند كه پيروى كردند او را در زمان او
وَ هذَا النَّبِيُّ
و ديگر اين پيغمبر ص كه بر ملّت اوست
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و آنان كه ايمان آوردهاند بدين پيغمبر جمعى از معارف اهل كتاب با مسلمانان در مقام مجادله آمده گفتند كه ما بتعظيم ابراهيم سزاوارتريم كه او يهودى و نصرانى بوده و محمد ص را حسد بر آن داشت كه خود را به ملت ابراهيم ع منسوب سازد اين آيت در رد قول ايشان نازل شده و اصح آنست كه بر وفق قول نجاشى رح فرود آمده در وقتى كه جعفر بن ابى طالب رض با جمعى از مسلمانان از مكه بحبشه هجرت كرده بودند و قريش عمرو بن عاص و عبد اللّه بن ابى ربيعه را با هدايا پيش نجاشى فرستاده تا مسلمانان را بدست ايشان باز دهد القصه مجلس ساختند و جعفر با عمرو و عبد اللّه مناظره كرد و ايشان را ملزم ساخته و نجاشى جعفر را به تلاوت قرآن امر كرد و نجاشى و تابعان و اساقفه ايشان در استماع قرآن رقت و گريه ورزيدند و نجاشى جعفر و قوم او را گفت كه مترسيد كه هيچ تفرقه نخواهد رسيد بحزب ابراهيم ع و عمرو بن عاص گفت حزب ابراهيم كيانند نجاشى گفت اين گروه كه مىبينى و پيغمبرى ايشان كه از نزد وى آمدهاند عمرو را اين سخن خوش نيامد و آغاز دعوى كرد كه ابراهيم ع از ما بوده و ما بوى سزاوارتريم حق سبحانه موافق سخن نجاشى كه در حبشه مىگفت اين آيت در مدينه فروفرستاد كه سزاوارتر با ابراهيم عليه السلام حضرت پيغمبر ماست و اصحاب او
وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
و خدا دوست مؤمنان و سازندهء كار ايشانست
وَدَّتْ
آرزو مىبرند
طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
گروهى از يهود
لَوْ يُضِلُّونَكُمْ
آنكه شما را گمراه گردانند خطاب با حذيفه رض و عمارست كه يهود ايشان را بدين خود دعوت مىكردند چنانچه در سوره بقره گذشت و مىخواستند كه ايشان را از راه راست بيفگنند
وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ
و گمراه نمىسازند مگر نفسهاى خود را چه و بال اضلال بديشان عايدست
وَ ما يَشْعُرُونَ
و نمىدانند كه آن زيان به خود مىرسانند
يا أَهْلَ الْكِتابِ
اى گروه يهود و نصارى
لِمَ تَكْفُرُونَ
چرا كافر مىشويد
بِآياتِ اللَّهِ
به قرآن يا بنعت محمد
وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ
و حال آنكه شما گواهى مىدهيد كه توريت و انجيل حق است و نعت او در هر دو كتاب موجود است
يا أَهْلَ الْكِتابِ
اى گروه يهود
لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ
چرا برمىآميزيد راستى را
بِالْباطِلِ
به كجى و ناراستى يا خلط مىكنيد توريت را به محرفات خود يا مىپوشيد اقرارى كه قبل از بعث پيغمبر آخر الزمان داشتيد به انكارى كه بعد از آن داريد
وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ
و چرا برمىپوشيد سخن راست را كه نعت و صفت حضرت مصطفى است
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
و حال آنست كه شما مىدانيد كه آن حقست يا مىدانيد كه آن را از حسد مىپوشيد و بعناد در اخفاى آن مىكوشيد و گفتهاند كه مىپوشيد و مىدانيد كه پوشيده نخواهد ماند چه چراغى كه افروخته عنايت الهى است بدم هر سرد نفسى منطفى نمىگردد و اللّه ختم نوره بيت لشكر باد اگر جهال گيرد * شمع خورشيد ز ان نمىميرد .