تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
إِذْ قالَ اللَّهُ
ياد كن آن را كه گفت خدا
يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ
اى عيسى به درستى كه من فراگيرندهء توام از دنيا
وَ رافِعُكَ إِلَيَّ
و بردارندهء توام بسوى خود يعنى بمقر ملائكه خود
وَ مُطَهِّرُكَ
و پاك‌كننده و نجات‌دهنده توام
مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا
از قصد و مكر آن كسانى كه كافر شدند به تو
وَ جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ
و گردانندهء آن كسانم كه متابعت تو كردند يعنى مؤمنان از امت تو
فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا
بالاى آنان كه كافر شدند به تو يعنى يهود و اين فوقيّت بدان بود كه نصارى غلبه كردند بر يهود به حجت و برهان در اثبات رسالت عيسى يا غالب شدند بر ايشان به شمشير بواسطهء معاونت قياصره و پيوسته ترسايان بر جهودان غالب خواهند بود
إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ
تا روز رستخيز
ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ
پس بسوى منست بازگشت همه شما يعنى عيسى و متابعان و منكران او
فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ
پس حكم كنم به راستى ميان شما
فِيما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
در آن چيز كه شما هستيد در وى اختلاف مىكنيد يهود موسى را تصديق مىكنند و عيسى و محمد ص را منكراند و نصارى عيسى ع و موسى ع را تصديق مىكنند و به محمد ص و على جميع الانبياء نمىگروند و بثالث ثلاثه قائل مىشوند و مؤمنان مىگويند اللّه تعالى يكيست و موسى ع و عيسى ع و محمد ص فرستادگان اويند به حق پس خداى تعالى فرمود كه به نسبت اين طوائف حكم كنم
فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا
پس آنان كه كافر شدند يعنى يهود و نصارى
فَأُعَذِّبُهُمْ
پس عذاب كنم ايشان را
عَذاباً شَدِيداً
عذاب سخت
فِي الدُّنْيا
اين سراى بقتل و سبى و لزوم جزيه به خوارى
وَ الْآخِرَةِ
و در ان سراى بانواع عقوبات و خلود در دوزخ
وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ
و نيست مر اين كافران را از ياران و نصرت‌دهندگان در منع عذاب از ايشان
وَ أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا
و اما آن كسانى كه ايمان آوردند يعنى امت محمد ص
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و عمل صالح كردند
فَيُوَفِّيهِمْ
پس ما به تمام بدهيم ايشان را و حفص يوفيهم خواند يعنى خدا بدهد
أُجُورَهُمْ
مزدهاى ايشان در دنيا به نيك نامى و در عقبى به درست‌كامى
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
و خدا دوست نمىدارد ستمكاران را
ذلِكَ
اين كلام كه مذكور شد در قصص انبياء
نَتْلُوهُ عَلَيْكَ
مىخوانيم آن را بر تو
مِنَ الْآياتِ
و آن از علامات نبوت و دلائل رسالت است
وَ الذِّكْرِ الْحَكِيمِ
و از يادكردنى است محكم از تطرق خلل و تعرض زلل يعنى قرآن آورده‌اند كه بعد از بيان قصّه عيسى نصارى نجران زبان اعتراض گشاده گفتند اى محمد ص تو چرا عيسى را دشنام مىدهى و نام بندگى برو مىنهى خواجه عالم فرمود عياذا باللّه كه نام عبد اللّه مر عيسى دشنام باشد او بنده‌ايست فرستاده خداى ما و كلمه‌ايست القا كرده شده به بتول عذرا ايشان را آتش غضب برافروخت و گفتند هيچ آفريده ديده باشد از انسان كه بىپدر مخلوق گردد حق تعالى آيت فرستاد .