تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
مقام معارضه و مقابله و امتحان و اختبار عباسيين ، يحيى بن اكثم را كه از اعاظم علما و اكابر سنيه است ، ساكت و صامت ساخته ، و جواب مسائل او - كه به غرض امتحان و اختبار پرسيده بود - به احسن وجوه بيان فرموده ، و آن حضرت چنان مسأله غامضه از يحيى پرسيد كه او با عجز و حيرت و درماندگى دست و گريبان گرديد ، و مثل خر در گل ماند ، و آن جناب بيان آن مسأله - كه عقل اكابر علما و فضلا و محققين و مدققين در آن حائر است - بيان فرموده ( 1 ) . پس هرگاه حضرت امام محمد تقى ( عليه السلام ) در حال صغر سن چنين احاطه به مسائل غامضه داشته باشد ، هيچ عاقلى كه ادنى بهره از انصاف و فهم و ادراك داشته باشد ، تصور نخواهد كرد كه - معاذالله - بر جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) - كه بلاريب به مراتب افضل و اكمل از حضرت امام محمد تقى ( عليه السلام ) بوده - چنين مسأله واضحه كه اطفال هم آن را مىدانند كه : هبه بى قبض صحيح نيست ، و مطالبه هبه غير صحيح مطالبه ناحق است ، پوشيده باشد ، و حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را از آن اعلام نكرده ، و از دعوى هبه ناجايز بازنداشته ، بلكه خود اداى شهادت بر آن كرده ، و اعانه و موازرت در آن فرموده ! ! و عبدالرحمن بن محمد بن على بن احمد الحنفى مذهباً ، والبسطامى مشرباً ، در كتاب “ مناهج التوسل و مباهج الترسل “ گفته :
هامش
1 . مراجعه شود به طعن اول ابوبكر .