همانطور كه تصور ميشد اين اقدام سرهارفورد جونز كه تابع فرمانفرما بود بعدم توافق برخورده مناسبات او با حكومت هند بقدرى بهم خورد كه لردمينتو او را از مقام و شغلش انداخته و لوايح او مورد اعتراض شديد قرار گرفت .
بطوريكه گزارش ميدهند او دست بعملياتى زده بود كه از حيثيت و اعتبار فرمانفرما ميكاست ، ولى نظر باينكه او از طرف شاه نمايندگى كرده بايرانيان وقتىكه بلوايح او اعتراض شديد شد نسبت شركت هند شرقى را بدولت انگليس توضيح ميداد مشكل بود براى او ، اگر آنها عقب بهانه و رنجش ميگشتند ، كه باعث رنجش نشود « 1 » . بارى پس از انقضاى چند سالى آثار كارهاى خوبى كه بوسيلهء ملكم و جونز انجام شده بود باقيمانده و اصطكاكى كه از وقوع آن نميشد جلوگيرى كرد گوئى از خاطرها رفت .
معاهدهء مقدماتى بوسيلهء جيمزموريه « 2 » مؤلف كتاب جاودانى حاجىبابا كه منشى اين هيئت بود بانگلستان حمل شد .
لردمينتو با مواد قراردادى را كه با شاه بسته شده بود موافقت نمود ولى از رفتار مذاكرهكنندگان راضى نبود ، بعلاوه او اصرار داشت كه اجراى اين معاهده بايستى بعهدهء افسرى كه خودش او را نامزد كرده بود محول شود .
سومين مأموريت سرجان ملكم 1810 ميلادى
بنابرين ملكم بسومين مأموريت خود كه با نهايت موفقيت بپايان رسيد انتخاب گرديد . ميسيون او ببهترين وجهى آماده و مجهز شده بود . اين نمايندهء سياسى با خود يك ستاد بزرگى از افسران ارشد داشت كه بين آنها اشخاصى مانند مونتيت « 3 » . و ليندسى « 4 » وجود داشتند .
ليندسى حقيقتا غولى بود ، يعنى طول قامت او 6 پا و 8 اينج بود . او افسر توپخانه بود و بقدرى در ايرانيان نفوذ پيدا كرد كه او را تشبيه به رستم ميكردند و در نتيجه او بفرماندهى كل قواى ايران رسيد و بنام ليندسىبتون او چندين سال با نيكنامى
هامش
( 1 ) - جونز در كتاب « ميسيون » خود صفحهء 209 تمام وضعيت و حالات را تشريح كرده است . ( مؤلف )
( 2 ) -James Morier( 3 ) -Monteith( 4 ) -Landsay