دومين مأموريت ملكم 1808 ميلادى
دولت بريتانيا و حكومت هند هردو از نفوذ فرانسه كه بسرعت در تهران بر نفوذ بريتانيا تفوق يافته بود و در نتيجه تهديد فرانسويان را به هند زيادتر كرده بود وحشت نمودند « 1 » .
سرجونز هرفورد « 2 » كه بعدها هم بريجز « 3 » خوانده ميشد و يك مدتى مقيم بصره بوده و در آنجا خدمت ميكرد به سمت نمايندهء مخصوص از طرف پادشاه در سال 1807 از لندن با كميسيونى از راه دماغهء اميد بايران فرستاده شد و با آنكه نامبرده تحت تبعيت لردمينتو « 4 » فرمانفرما قرار داشت معهذا به او براى مذاكرات راجع به عقد پيمان بين پادشاه بريتانيا و شاه ايران اختيارات كامل داده شده بود و مخارج او هم بعهدهء حكومت هند بوده است . در اين اثناء لردمينتو كه ابتدا بىخبر از اين تعيين و انتصاب بود بضرورت و فوريت قضيه پىبرده عينا براى همان شغل و خدمت ژنرال ملكم را تعيين نمود و نامبرده با يك اسكادران نيرومندى در ماه مه 1808 در موقعى كه نفوذ ژنرال گاردان « 5 » به منتها درجه رسيده بود بخليج فارس رسيد . گاردان مشغول تعليم قشون و ساختن قلاع بود و انتظار ميرفت كه بر اثر نفوذ فرانسويان گرجستان بايران مسترد گردد . در اين اوضاع و احوال بنمايندهء سياسى بريتانيا كه سخنش شايد قاطع و بى چونوچرا بود با احتراماتى كه در خور مقام او بود پذيرائى نشد و وزراى فتحعلى شاه به او دستور دادند كه پيشنهادات خود را بفرمانفرماى فارس تقديم نمايد و بدينوسيله از ورودش بطهران ممانعت شد .
ملكم از بىاحترامى كه به شخص او و كمپانى هند شرقى شده بود سخت
هامش
( 1 ) - از جمله اقداماتى كه به عمل آمد همانا اعزام مونستوارت الفينستونMountstuart Elphinstonدر همان سال به پيشاور بود . نامبرده با شاه شجاع قراردادى بست كه بموجب آن در صورت هجوم فرانسه و ايران بافغانستان دولت بريتانيا از حيث پول به آن كشور كمك كند . شاه شجاع در عوض قبول نمود كه در مقابل متحدين ( ايران و فرانسه ) مقاومت نموده و تمام فرانسويان را براى هميشه از خاك خود خارج سازد . متكالف نيز بمأموريت مشابهى به نزد رانجيت سينگ فرستاده شد . ( مؤلف )
( 2 ) -Sir llar Ford Jones( 3 ) -Brydges( 4 ) -Lord Minto( 5 ) -Gardanne