پيوست از قطيّعت ما رست و هر كه دل در غير ما بست در نهاد خود بشكست .
« طسم » 1 كشف نوشته « طاء » اشارت به طهارت دل عارفان از غير او « سين » اشارت است بسرّ او با دوستان در شهود جلال و جمال او « ميم » اشارت است بمنّت او بر مؤمنان در آلاء و نعماء او . بو سعيد خرّاز گفت : در عرفات بودم روز عرفه و حاجّ را ديدم كه دعاها ميكردند و نيكو همى زاريدند : بر هر زبانى ذكرى و در هر دلى شورى و در هر جانى عشقى . با خود گفتم چه دعا كنم و چه خواهم ؟ هر چه ميبايد ناخواسته خود داده ناگفته خود ساخته و پرداخته ، آخر قصد كردم تا از راه حقيقت بر او باز شوم و دعا كنم بسرّ من الهام داد كه پس وجود ما از ما چه چيزى خواهى ؟
از تعجّب هر زمان گويد بنفشه كاى عجب
هر كه زلف يار دارد چنگ چون در ما زند ؟
بو سعيد از آن قدم برگشت و اين بيت همى گفت :
وفاؤك لازم مكنون قلبي
و حبّك غايتي و الشّوق زادي
« نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى » 2 كشف نوشته : موسى عاشقى تيزرو بود و راز - دارى مقرّب يقول اللَّه تعالى « وَقَرَّبْناه نَجِيًّا » رقم خصوصيت برو كشيده ، و داغ دوستى برو نهاده كه « وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي » در عالم هر كجا عاشقى سوخته بينى دوست دارى قصّه ى وى شنيدن . از اينجا است كه ربّ العزّه در قرآن ذكر وى بسيار كرد و قصّه ى وى جايها باز گفت تا عارفان سوخته را و دوستان دل - شده را سلوت و سكون افزايد . اين چنان است كه گويند :
در شهر دلم بدان گرايد صنما
كو قصّه ى عشق تو سرايد صنما
« يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ » 3 مجمع : سدّى گفت : فرعون بخواب ديد كه از بيت المقدس آتشى آمد كه خانه هاى مصر را فرا گرفت و نژاد قبطى سوخت و اسرائيلى آسوده ماند . او از دانشمندان پرسيد راز اين خواب چيست ؟ گفتند :
مردى از آنجا بيرون ميآيد كه مصر ما را نابود مىكند . و بعضى گفتهاند : اختر -