نابود ميشد .
مجمع : از سدّى و عكرمه نقل شده است : يعنى اگر مردم در دنيا بمجازات گناه شان گرفتار شوند باران بر زمين نميبارد تا همه ى جنبنده ها نابود شوند .
« وَلكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ » مجمع : يعنى در دنيا مجازات نميكند و رها مىكند براى وقت معيّن كه مصلحتى در زندگى آنها نباشد .
« وَأَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ » 62 فخر : نافع و كسائى « مفرطون » با سكون فاء و كسر راء خواندهاند . يعنى زياده روى بزيان خود كردند در گناهكارى ، يا در تهمت بر خدا افراط كردند ، ابو علىّ گفته است يعنى داراى « فرط » هستند ، و فرط بفتح راء بمعنى آنكه جلوتر از ديگران خود را به آب مىرساند و مقصود اين است كه آنها براى خود « فرط » و پيشقراول بسوى جهنّم فراهم كردهاند ، و ديگر قاريها بفتح راء خواندهاند يعنى ترك شده و رها شده در آتش .
« فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ » 63 فخر : ممكن است مفاد اين جمله برگرداندن سخن باشد از نقل گذشتگان بتوصيف اعراب ، يعنى اكنون شيطان دوست اين اعراب است كه مثل كافران گذشته تسليم شيطان هستند . و ممكن است مقصود از « اليوم » قيامت باشد چون مشهور است ، يعنى همان روز كه همه ميدانند كافران دوستى ندارند جز شيطان .
« نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِه » 66 مجمع : با ضمّ نون و فتح نون قرائت شده است . و بقرائت اوّل از مصدر اسقاء است بمعنى چيزيرا به كسى دادن كه بنوشد و يا بمعنى يك نوبت نوشاندن و بقرائت دوّم از مصدر سقى است بمعنى آب را براى نوشيدن معيّن كردن يا چيزيرا مكرر به كسى نوشاندن .
« لَبَناً خالِصاً » فخر : آنكه مرد دقت است و تحقيق گفته است : پيدايش شير در پستان نشانه ى علم و اراده و قدرتى است كه بر طبيعت حيوان حكم فرما است .
و هم نشانه و راهنما است براى تصديق امكان زنده شدن مردگان ، زيرا از آب و زمين و گياه توليد مىشود ، و باز آن گياه كه حيوان مىخورد تبديل به خون مىشود ، و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 346
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٤٦